2009/06/01

میرزاده عشقی به چه چیز می خندد؟

من که خندم ، نه بر اوضاع کنون می خندم
من برین گنبد بی سقف و ستون می خندم
تو به فرمانده اوضاع کنون می خندی
من به فرماندهی کن فیکون می خندم
همه کس بر بشر بوقلمونی خندد
من به حزب فلک بوقلمون می خندم
خلق خندند به هر آبله رخساری و من
به رخ این فلک آبله گون می خندم
هر کس ایدون ، به جنون من مجنون خندد
من بر آنکس که بخندد به جنون می خندم
آن چه بایست به تاریخ گذشته خندید
کرده ام خنده بر آینده ، کنون می خندم
بعد از این می زنم از علم و فنون دم ، حاشا
من به گور پدر علم و فنون می خندم

4 comments:

Anonymous said...

سلام بانوی بزرگوار من

تا حالا دیدن درخت قلابی آناناس بده؟

با مهندسی ژنتیک هم نمیشه
یعنی با زور و فشار و دستکاری

حالا این قضیه هست

در ضمن لینکتون کردم
و دارم مثل بچه آدم مینویسم تا تغییر کنم

منتظرتون هستم
سایتم درست شده
و پسورد هم همون سال فلان هست

Anonymous said...

بسیار نوشته نکته بینانه و زیبایی است
ممنون شهربانو عزیز

نگاهی نو

Anonymous said...

خـنده بر هر درد بی درمان دواست

شاد باشی
کیانوش

شهربانو said...

کیانوش عزیز
برعکس گریه که جگر را جلا می دهد