2011/01/10

یادی از زنان مؤمن محله ما

راسته کوچه ، یکی از خیابانهای قدیمی شهر تبریز است با کوچه پس کوچه ها و دربندهای طویل و کم عرض و خانه هائی کهنه با درهای خروجی چوبی و قدیم و میدانهای کوچک و بزرگ که وسط یا گوشه هر میدانی درختی کهنسال خودنمائی می کند. محله ای پر از خاطرات تلخ و شیرین ، مهر پدربزرگ و آغوش مادربزرگ ، که هر روز خاطره شان را با یادش به خیر و خدا بیامرزدتان می آمیزم .

متن کامل

6 comments:

عمو اروند said...

امان از این ایمان‌ها، وا امان!

Kiyan said...

خاله منم دلم برا تو تنگ شده بود برا همین بد از مدتها اومدم اینجا

نفیسه said...

خدارحمتشون کنه که دیگه مثل اونها کم پیدا میشه

Anonymous said...

salam shahrbanoo jan
mara bordi be gadim
mercy

Anonymous said...

سلام
من تصمیم گرفتم که شعر هایی که برای خودم می خونم با بقیه به اشتراک بزارم
خوشحال می شم بهم سر بزنید
http://dalgha.podomatic.com/

Anonymous said...

این قسمت صحبت های مومن اكرم خانم واقعا قابل تامل است شهربانو جان:
" بنشینید و یاد بگیرید سخنانی را که باب میلتان نیست تحمل کنید.همیشه که نباید فقط سخن موافق را شنید.»

دلتنگت بودم شهربانو جانم!

نازخاتون