دیشب برای چندمین بار فیلم تایتانیک را تماشا کردم. گویا هر سال حدود همین ایام این فیلم ازتلویزیون پخش می شود و من هر بار با علاقه به تماشای آن می نشینم. داخل کشتی شبیه به شهری است که در آن شهر فاصله طبقاتی به قدرت تمام مشاهده می شود. مسافران اعیان و ثروتمند همراه با سگ شان با احترام سوار می شوند و در قسمت مخصوص اعیان نشینهای کشتی جای می گیرند. مسافران رده متوسط در طبقه دوم و مسافران فقیر در طبقه پائین. یکی دارد موهای سر مسافر فقیری را کنترل می کند.
***
9 comments:
کریسمس مبارکت باشد هم شهری
سلام شهربانو جان.ممنون از حضورتون.اميدوارم تعطيلات بهتون خوش بگذره. :)
شهربانو جان تا می توانی در عالم رویاهایت حس کن همه لذت هایی این جهان را، رویاهای تو تنها چیزی ست که متعلق به توست و هیچ احدی نمی تواند ما را از رویاهایمان دور نگاه دارد. من رویاهایم را دوست دارم و با آن ها زندگی می کنم
شهربانو جان يك سوال دارم عزيزم، اين كتاب سياه مشق هاى يك معلم هنوز هم قابل خريدارى هست؟ بايد ايميل بزنم؟؟ يا تلفنى اوردر بدم؟ ميخوام حتما داشته باشم.
شاد باشى عزيزم، ميبوسمت
شهربانو خانوم اَردَک مگه همون خوردنی مثل نون سرخ شده نیست؟! من میشه گفت تکابی هستم. مامان بزرگم همیشه درست میکرد. شاید با اریدک که شما نوشتین فرق میکنه.
خود عشق اگر هم کور باشد صاحبانش دارای چشماند. من که در این سالهای سپری شده، ندیدهام، عشق از مرز دارا و گدا گذر کند، مگر آن پادشاه انگلیس که سلطنت را ول کرد و رفت بدنبال عشق اش. اما امان از دست این حاخامان، کشیشان، آخوندها و... کاش فیلم آوازهخوان نه آواز را هم میدیدی! من سالهاست کمتر سینما میروم
شهربانو خانم عزیز خیلی لطیف نگاه کرده و نگاشته اید در کل ما خود کشتی شکستگانی هستیم اگرچه به سواحلی رسیده ایم و دارایی غمی مشترک مانند بازمانده های تیتانیک
آتوسا خانم این همان اریدکی هست که شما می شناسید. مثل نون سرخ شده است و با پودر قند شیرین اش می کنند.
هادی عزیز
کریسمس بر شما نیز مبارک می بخشید که نوتوانستم در وبلاک شما پیام بنویسم.
Post a Comment