شب یلدا و هزار خاطره شیرین تر از پشمک ، حافظ این رفیق دیرینه خراباتی من ، و نیم قرن که از عمر من گذشت.
شب یلدایتان به سپیده دم صلح و آرامش ، صفا و پاکی روشن شود
*
..
..
وبلاک تبریز و من ، مرا یاد هاشم آقا و فیلم چیلله قارپیزی انداخت.
آی چیلیز قیتمیر کیشی
هارا یئتیردین ایشی
بیزه قارپیز وئرمه سن
سنین آشین تئز پیشی
10 comments:
شهربانو خانم چیله گجسی (شب یلدا)مبارک تان باد
چقدر خوب بود انسانها یک رو باشند !!!!! بهر حال
سلام خانم شهربانو
ضمن تشکر از پیام همدری وتسلی بخش شما امیدوارم چیله گجسی (شب یلدا) برایتان خوش گذشته باشد .
سلام بانوي عزيز شهربانو خانم گل.مشتاق ديدار.دلم تنگ شده براي مطالب زيبا و خوندنيت که از دلت مياد.از لطف و سرکشيتون هم به وبلاگم ممنون.کاش کاري کنين وبلاگتون از فيلتر دربياد.هرچي که صلاح بدونين.من با يک آي دي ديگه گاها ميتونم بيام.همه ايام به کامتون و خوش باشين
سلام
یلدا با تاخیر مبارک :)
شهربانو جان من پشمک نخوردم، هندوانه هم نخوردم. انار هم يک قاشق خوردم چون هم شب يلدا بود و هم تولد. من شکمو فقط میخواستم کيک بخورم اون هم از نوع شکلاتي. ساعت ۳ نصفه سب هم من طفلک با معده درد از خواب بيدار شدم و تا ساعت ۵ درد کشيدم و کتاب عشقی خواندم بلکه درد فراموش بشه. اگر آجيل و هندونه و انار و پشمک و شام درست حسابی خورده بودم انقدر دلم نمیسوخت عزيزم...
Nazkhatoun
نازخاتون جان
من هم انار و پشمک و هندوانه یلدا نخوردم راستش از گلویم پائین نرفت. آخر شب یلدای اول برادرم بود
من وقتی معده ام درد می گیرد از خودم دکتری می کنم و یک قاشق مربا یا یک دانه شکلات می خورم
کامت همیشه شیرین
yalda va 2009 khosh olsun !
با سلام به ایران و ایران پرست
شما جزئی از ایرانیان خارج از ایران هستید منم همینطور اما این کجا و اون کجا
یک سال که از ایران زده ام بیرون به امید رفتن نیوزیلند پیش پسر عموم از وقتی پا گذاشتم تو این خراب شده نه راه برگشت برام مونده و راه رسیدن به یک جزیره ای جهنمی جایی که از این جهنمستان رهایی پیدا کنم
شماها که در اروپا هستید راه رسیدن به جایی که از این بیهودگی خلاص شم سراغ ندارید.ممنون میشم کمکم کنید در این زمینه میترسم باقی عمرمم در این شهراشوب تلف شه
azayemani.blogfa.com
با سلام به ایران و ایران پرست
شما جزئی از ایرانیان خارج از ایران هستید منم همینطور اما این کجا و اون کجا
یک سال که از ایران زده ام بیرون به امید رفتن نیوزیلند پیش پسر عموم از وقتی پا گذاشتم تو این خراب شده نه راه برگشت برام مونده و راه رسیدن به یک جزیره ای جهنمی جایی که از این جهنمستان رهایی پیدا کنم
شماها که در اروپا هستید راه رسیدن به جایی که از این بیهودگی خلاص شم سراغ ندارید.ممنون میشم کمکم کنید در این زمینه میترسم باقی عمرمم در این شهراشوب تلف شه
azayemani.blogfa.com
Post a Comment