2008/12/07

دعانویس - امروز

آن زمانها خوب به خاطر ندارم پسربچه ای گم شده یا ربوده شده بود. والدین اش برای یافتن اش دست به دامن پلیس و کلانتری و اطلاعات و روزنامه و مجلات مختلف شده و به نتیجه نرسیده بودند. شبی که داشتیم تلویزیون تماشا می کردیم ، فریدون فرخزاد با عکس پسر بچه در دست برنامه را شروع کرد و گفت : این بچه فلان مدت است که گم شده و تلاش والدین اش به جائی نرسیده ، آنها حتی به دعانویس و فالگیر هم مراجعه کردند و خواستند که بچه شان را پیدا کند . خوب آدمی است و وقتی از همه جا ناامید می شود و به هر دری می زند گشایشی پیدا نمی کند دست به دامان دعانویس نیز می شود حتی اگر باورش نداشته باشد. والدین هستند و پدر و مادر برای بچه شان چه رنجها که نمی کشند و چه کارها که نمی کنند. البته سخنان فریدون فرخزاد را به طور دقیق به خاطر ندارم. اما آنچه که به خاطر دارم اینگونه بود. خلاصه که شکر خدا بچه پیدا شد و پدر و مادر از نگرانی ورنج نجات یافتند.
متن کامل

**

زنان مشتریان اصلی فالگیرها

**

2 comments:

Anonymous said...

اینروزا تو ایران این اعتقادات خیلی هم بیشتر شده دلیلشم فکر کنم مشکلات زیاد مردم ونا امیدیشون باشه.
راستی شهربانو جانم من تو دانشگاهمون همکلاسی ترک(ترکیه) زیاد دارم ولی هیجوری باهاشون نمی تونم ارتباط برقرار کنم انگار یه جورایی اجتماعشون بسته است نمی دونم شاید این برداشت منه مخصوصن دخترها حالا یکی از دوستام گفت که برای ارتباط بهتره ترکی یاد بگیرم حالا می خوام شروع کنم به ترکی یاد گرفتن البته امیدوارم زود پیشرفت کنم ببینم آخرش اینها با من گرم میشن یا نه می دونی برای من که راحت با هر کسی دوست میشم و سر صحبت باز می کنم یه جور احساس بدیه می دونی انگار یه کاری که می دونی توش خووبی یهویی ببینی نمی تونی انجامش بدی .البته شاید همینم خوبه ودلیلی شده واسه ترکی یاد گرفتن من.
بوووووووووووووووووووووووووس
اگه این کامنتم بی ربط یود خودت پاکش کن.

Anonymous said...

خانم شهربانو
سلام .عید سعید قربان را به شما تبریک میگویم .
متاسفانه این روزها فرصت لازم وکافی برای نوشتن ندارم . هرچند سعی می کنم حداقل نوشته های شما را ازدست ندهم . امیدوارم این وضع زیاد طولانی نباشد .