روزی از روزها شناسنامه در دست به مسجد رفتم . لای شناسنامه ام تکه کاغذی بود ، روی تکه کاغذ اسم سه زن را نوشته بودم . بجز من شهروندانی نیز به مسجد می رفتند . هر کس حرفی و هدفی داشت . گروهی می گفتند که وظیفه شرعی ماست . گروهی دیگر عقیده داشتند که وظیفه ملی و مذهبی و میهنی ماست . گروه سوم نگران کوپن قند و شکرشان بودند و فکر می کردند اگر شناسنامه شان مهر نخورد ، از کوپن قند و شکر خبری نیست . اما من این اهداف را نداشتم .
فکر کردم اگر چنین قانونی تصویب شود مردها خیلی خوش به حالشان می شود . اما این پست پیش کسوت و عموی مهربان وبلاکستان عمو اروند عزیز امیدوارم کرد .
آینه + لایحه ضد زن + این یک بازی وبلاکی نیست + مریم رحمانی + سبیل طلا + رادیو زمانه + مینو + رها + آفتاب + بر ساحل سلامت + شیرین عبادی + مردمک + زخمه + نامه جامعه زینب به مجلس + شیندخت + آونگ خاطره های ما + دختر همسایه + هزاردستان چمن + گیله دختر + روشنائی صبح + خانم حنا + زیتون هر چه پولش بیش زنش بیشتر + گپ و گفتگو + قوزبالاقوز + قوزبالاقوز + خاتونک + خارج از مکان
.............
............
دلم خوش نیست غمگینم برادر جان
یادت میاد برادرجان ؟ بچه محصل که بودیم دوتائی با هم مسابقه می دادیم؟ می گفتی : تو خیلی با احساس می خوانی . مثل اینکه برادرت جای خیلی دوری رفته و تو راستی راستی دلتنگش هستی .
راستی برادرجان اگر روزی به خانه پدری ام برسم و به جای خودت خاکت را نشانم دهند چه خاکی بر سر کنم ؟ اگرعوض صدایت ، ناله و شیون پدر و مادر کهن سالم را بشنوم چگونه طاقت بیاورم ؟
ای فغان از این همه بیداد .
11 comments:
خدا هم پدر میرزا ذاکری را بیامرزد و هم مادر بزرگ شما را که حرف حق میزدند. چون ما هر چه میکشیم از خودی میکشیم. والله غریبه و نا آشنا که کسی ازشان انتظاری ندارد
سلام
امیدوارم که خوب باشین
من یه ماکوییم
تو تبریز تنها زندگی می کنم و درس می خونم
گاهی وقتا ماهها هم نمی تونم برم خونه
دلم برا خونه و شهرم خیلی تنگ میشه
مثل الان
مامان منم هم معلم هست یعنی بود چون الان بازنشست شده شاید با شما هم سن باشه
وبلاگ شما عجیب منو میبره تو حال و هوای ماکو
خیلی خوشحالم که با وبلاگ شما آشنا شدم
مرسی به خاطر وبلاگتون
شهربانوی عزیز
صرفا با شنیدن اسم خانم کاندیدا نباید برایشان رای داد باید شناختی هم باشد زنانی مثل فاطمه رجبی و امثالهم با اینکه خانم هستند ولی خیانی که این خانمها به همنوعان خود تنها بخاطر 2 روز در قدرت بودن ، شاید بتوان گفت هیچ مرد زن ستیزی تا بحال انجام نداده است بقول شاعر : دشمن دانا به از نادان دوست . و شاید اگر این لایحه به رفراندوم گذاشته شودحتی از طرف آقایان این سه مادۀ شوم که موجب پایمال شدن حداقل حقوق خانمها ، و موجب پاشیده شدن خانواده ها و در نتیجه آن، بیشتر شدن اشاعه فساد در جامع خواهد شد رد خواهد شد تا چه برسد به رای خانمها . و شاید آرامش در خانوده ها بنفع خانمهائی چون فاطمه رجبی نیست .
صاحب وجدان اولان هم نوعنی خوارایستمز
بیر پریشان حال گورجک بیقراراولسون گرک
رخنه دار اولسون شزیعت ، یایمال اولسون وطن
هر نولور اولسون ، مریریدم بیشمار اولسون گرک
به امید روزی که کسی آخی نیلییم نگوید
سلام خانم شهربانو
با مطلبی در رابطه با شماو کتاب سیاه مشق های یک معلم بروزم . موفق باشید قربان زاده
شهربانو جان این زنهایی که الان در سر هر قدرتی در ایران نشستند و به درد زنها آشنان اگه قدمی بر نمیدارند که هیچ ضریه هم دارند بر این ضعیفان روزگار میزنند همیشه در تاریخ به عنوان خیانتکارهای درجه ۱ معرفی خواهند شد
شهربانو خانم
با عرض سلام
فکر میکنم مخالفین و موافقین این توع قوانین غیر از سیاسی کاری و عوام فریبی نیست متاسفانه ما همیشه مشکلاتمان را جای دیگر جستجو میکنیم و تمام تقصیر ها را به گردن این و آن می اندازیم . شوهر خواهر من ازدواج مجدد کرده وزندگی خواهرم را به خاک سیاه کشانده است در حالی که نه برابر قانون سابق رضایت خواهرم را گرفته و نه اجازه از دادگاه گرفته است و وقتی که خواهرم به دادگاه شکایت کرد رئیس دادگاه گفت تنها کاری که میتوانی انجام دهی تقاضای طلاق کن !!!!! خواهرم که نمیخواست بچه هایش زیر دست نا مادری باشد خود را در دادگاه آتش زد و چند ماه در بیمارستان بستری شد ولی متاسفانه از نظر قیافه..... بد تراز این آتش سوزی که زیبائیش را از دست داد این است که هر کس به ملاقاتش چه به بیمارستان و چه به خانه آمدند همه تقصیر را به گردن خواهرم که چرا خودش را آتش زد و به گردن آن زن که راضی شده است با مرد شوهر داری ازدواج کند . وخواهرم سوزشی که در اثر آتش سوزی داشت آنقدر زیاد نبود که حرفهای این مردم دل او را میسوزاند . و نه قانون قبلی از خواهرم دفاع کرد و نه قانون جدید . ولی وقتی که به حال خواهرم گریه میکنم و قلبم آتش میگیرد حق را به دیگران داده و این زن که باعث بدبختی خواهرم و موجب از هم پاشیدن زندگی او شد نفرین میکنم . لهنت خدا بر چنین زنانی باد
لطفا در این مورد هم اطلاع رسانی کنید بلکه این آتش دامن دیگران را نیز نگیرد .
موفق باشید.
فخری
اصلی ترین عامل خودسوزی اعتراض به قوانین حقوقی و قضائی خانواده حاکم بر کشور هست که در بعضی جاها صد در صد متعلق به مردان است.
خشم و پرخاشگری این افراد ، جهت اعلام ظلم ها و اجحافی است که به آنها روا شده و میشود. زمانی که نتوانند این خشم و غضب را سرکوب کنند یا ظلمی که بر آنها رفته است را از راه قانونی پیگیری کنند با سوزاندن خود آن را به دیگران نشان می دهند .این زنان همه چيز زندگی خود را سوخته و بر باد رفته میبينند و از آنجا كه احساس میكنند شرايط موجود تغيير نخواهد كرد دست به اين كار میزنند.
خانم فخری گرامی
شما با توجه به دانستن این حقایق اجتماعی و ظلمی که به خواهرتان رفته ، هنوز هم زن دوم شوهر خواهرتان را مقصر میدانید و نفرین میکنید و به شکلی غیر مستقیم ظلمی که این مرد در حق خواهرتان روا داشته را نادیده میگیرید. با تصویب قانون جدید چند همسری به زودی زن دوم هم به این مصیبت گرفتار خواهد شد. پس میبینید که با نفرین کردن زن دوم کاری از پیش نخواهد رفت. مشکل را باید در جای دیگر جستجو کرد. در قوانین ضد زن حاکم در ایران . لطفا نگاهی به این قوانین بیندازید :
۱ـ نابرابری در حق اشتغال، علیه زنان: ماده ۱۱۱۷ قانون مدنی:شوهر می تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد منع کند.
۲ـ نابرابری در انتخاب آزادانه همسر: مواد ۱۰۴۱و ۱۰۴٣، ۱۰۵۹ قانون مدنی که به نوعی اذن ولی در ازدواج دخترها را شرط می کند .
۳ـ محدودیت در حق ازدواج ِ آزاد برای زنان : ماده ۱۰۵۹ قانون مدنی: نکاح مُسلِمه(زن مسلمان) با غیر مُسلم(مرد غیر مسلمان) جایز نیست.
۴ـ نابرابری در حق انتخاب مسکن، علیه زنان: ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی: زن باید در منزلی که شوهر تعیین می کند سکنی نماید مگر آنکه اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد.
۵ـ نابرابری در احکام کسب، انتقال و استفاده از مزایای تابعیت، علیه زنان: بند ۲ ماده ۹۷۶: کسانی که پدر آنها ایرانی است اعم از اینکه در ایران یا در خارجه متولد شده باشندتابعیت ایران را دارند.و همچنین تبصره ۲ ماده ۹٨۷: زن های ایرانی که بر اثر ازدواج تابعیت خارجی را تحصیل می کنند حق داشتن اموال غیر منقول را در صورتی که موجب سلطه ی اقتصادی خارجی گردد ندارد.
۶ـ نابرابری در حق طلاق، علیه زنان: ماده ۱۱٣٣ قانون مدنی: مرد می تواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید.
۷ـ نابرابری در موارد فسخ طلاق، علیه زنان (مواد ۱۱۲۲و۱۱۲٣قانون مدنی) :عیوب ِ مردان که موجب ایجاد حق فسخ نکاح برای زنان می شود در ٣ مورد خلاصه می شود (م ۱۱۲۲ق.م) ، در حالیکه عیوب ِ زن که موجب فسخ نکاح برای مردان می شود در ۶ مورد بیان شده است (م۱۱۲٣ق.م)
۸ ـ نابرابری در حق حضانت ِ کودکان ، علیه زنان: مواد۱۱۶٨و ۱۱۶۹قانون مدنی:نگاهداری اطفال هم حق و هم تکلیف ابوین است.
۹ـ نابرابری در حق ولایت بر فرزند: مواد ۱۱٨۰ و ۱۱٨۱ قانون مدنی: طفل صغیر تحت ولایت قهری پدر و جد پدری خود می باشند.
۱۰ـ نابرابری در حق تصمیم گیری مشترک در امور خانواده: ماده ۱۱۰۵ قانون مدنی که می گوید ریاست خانواده از خصایص شوهر است .
و بدین حالت است که زنان فاقد امنیت قضایی عادلانه می شوند و دست به خود سوزی میزنند.
سما
دلتنگیهات تازه شروع شده شهربانو جان.......دلم گاهی به اندازه این همه سال دوری تنگ میشه و دلم می خواد از خیالم بیرونش بکشم و سفت بغلش کنم...
اين زندگي چه فايده اي داره؟
كي ميتونه منو برگردونه به دوران كودكيم؟
وقتي كلاس سوم دبستان بودم..عصري پاي تلويزيون برنامه كودك، دفتر مشقم رو باز مي كردم..بوي پاك كن و مداد گلي..كارتون اون جنگلبان و گوزن..
چرا نمي تونم برگردم به اونجايي كه دلم ميخواد..
پس اي مرگ بيا مرا درياب.
سلام شهربانو جان
ممنون از اینکه به من سر زدین
نمیدونم چی بگم ، انگاری داران میفرستنمون به همون عصر هزار سال پیش
ولی واقعا جنبش زنان تنها جنبشی هست که من بهش امید بستم
از قسمت باردر جان دلم شور زد امیدوارم سلامتی همراه شما و عزیزان باشد
قربان شما برم
مواظب خودتون باشین
سلام شهربانو جان.ممنونم ببخشيد من در يک ماه و نيم گذشته خيلي گرفتار بودم.نرسيدم مرتب بخونم وبلاگهاتون رو .شرمنده و ممنون
Post a Comment