سیزده بدر که شد ، دل من هم تنگ آن آب و خاک شد . جاده سردرود و شکوفه های بادام و گیلاس جلو چشمم به رقص و عشوه در آمدند . دوشنبه را با حال و هوای شکوفه ها و گلها و صف اتومبیلهائی که به طرف سردرود و جاده اسکو در حرکت بودند ، گذراندم . عصر احساس خستگی می کردم . چشمم به دو ماهی قرمز تنگ آبم افتاد . وای من به این دو دوستم قول داده بودم که امروز آنها را کنار رودخانه ببرم و داخل آب رهایشان کنم . آنها باید امروز طعم آزادی و دنیای بزرگشان را می چشیدند . وای من چقدر بدقولم .
متن کامل
11 comments:
در همین زمینه بخوانید
http://fadafan.blogfa.com/post-413.aspx
خسرو
شهربانو جان سلام خدا رو شکر چه خوش شانس بودی ....همین دردسر کارتها از همه چیز بدتره ..تا آدم بخواد دوباره همه رو تهیه کنه ....من اون اوایل که اومدم دانمارک یه دزده کیفم رو از پشت دوچرخم برداشت و در رفت ....تمام کارتها وپولم که رفت که هیچ....کتابها و جزوه هام که از همه مهمتر بود یادداشتهای سر کلاسم هم رفت ....البته تا یه مسیری بدون اینکه به خطرش فکر کنم دنبال دزده دویدم ....ولی خیلی سریع بود ....و یه دفعه غیب شد :-) ...الان ترسیده شدم و دیگه اینکارو نمیکنم ...ما شیرازیها( برای همدردی) میگیم وقتی آدم رو دزد میزنه خدا کنه دستش خوب باشه چون برای آدم بعدش خوش شانسی میاره!!!! ...حالا خدا کنه آقا دزده بی انصاف حداقل دستش خوب باشه :-))
khoda ra shokr zamani doz be kifeton dast zad ke pole kami tosh bod
Negahyno
فکر کنم این نحسی سیزده بود ولی خدا رو شکر ختم به خیر شد .امیدوارم باقی سال پر از شادی و روزهای خوش باشه.
راستی اون ماهی کوچولو هار انداختی تو رودخونه ؟
شاد باشی
شهربانو جان
خوشحالم که کیفت پیدا شد. البته اگر هم پیدا نمی شد می گفتم خدا رو شکر خودت سالمی. خدا همیشه یه سر سوزن هم شده جای شکر باقی می گذاره، دلخوشی ها کم نیست
مراقب خودت باش عزیزم
شهربانو جان چقدر خوب که کیف پیدا شد. ما به این دزدها می گیم دزد با انصاف!!! خنده داره نه؟
سلام شهربانو
ممنون به کلبه ام اومدی. هر موقع وارد اينجا می شوم يادم می رود چطوری داخل و خارج بشوم. کم حافظه شده ام انگار.
در ضمن من دزدی را می شناسم که نویسنده کتاب و شعرست. دزدهايی را می شناسم که متخصص و مدیر و دکترند. تو چقدر ساده ای. منتها هر چه که طبقه اجتماعی آدم بالاتر باشد بهتر می تواند روی کارش سرپوش بگذارد. bookelnaz.blogfa
شهربانو خانم عزیز
گم کردن تلخ است آن هم بدین شکل بعد از خواندن حکایت شما لحظاتی بعد برادرم تماسی با من داشت که او هم داستان گم شدن یا ربوده شدن کیفش را در ایام عید وعودت کیف خالی از پول توسط پست که همانگونه که به وی گفتم به شما نیز میگویم که ضرر به مال آدمی بخورد نه به جان
salam manim aziz girami bajim cox sevindim ki yenede manim azeri weblogima tesrif getirmis siniz man zendegimde baji mehebeti gormedim ona xatir alahim sahid sizi ozime boyuk baji biliram va size cox fexr ediram hemese sad olasiniz alah yardimciniz olsin .
bir de icazenizle sizin weblogin adresini oz weblogimda yazdim saqol manim aziz bajim
Hormetle Amir
خسرو عزیز
آدرس را پیدا کردم و خواندم خیلی ممنون
شهربانو
حسین عزیز
من هم با شما موافقم
اما برای آدم یک کمی مشکل است به راحتی کیف را می زنند و خالی اش می کنند بی انصافها
شهربانو
Post a Comment