2007/05/28

تاثیرگذارها


توسط مینوی عزیز به این بازی دعوت شده ام و این موضوع از دیشب فکرم را به خود مشغول کرده است . قبل از دعوت هم در وبلاکها این موضوع را دیده بودم و فکر می کردم اهالی وبلاک شهر انشای سختی برای نوشتن انتخاب کرده اند . اما خوب زیاد هم سخت نیست و می توان نوشت .

متن کامل

متن کامل برای هموطنان داخل کشور

19 comments:

Anonymous said...

شهربانوی عزیز خوشحالم که حکایتهایت را میخوانم و خوشحالم که در وبلاگشهر با تو آشنا شدم :*

Anonymous said...

سلام
شهر بانو باجي
خيلي وقته ديگه عطر نوشته هات از لاي نوشته هام رفته
هر چند ديگه فرقي نمي كنه چون ديگه نيستم كه نوشته هاي قشنگت رو بخونم من محكوم به نيستي شدم
ميرم جايي كه يه روز تو يه روز بزرگ همديگر رو اونجا خواهيم ديد
دلم برا نوشته هات تنگ ميشه

Anonymous said...

سلام نازنین
ممنون که دعوتم را قبول کردی
و چه زلال نوشتی مثل همیشه
به مخمل بانو هم همین را گفتم: گفتم اگر نام من را نمی بردی لینکت را به بلاگ نیوز می دادم
و نوشته ی تو هم همینجور... دوست دارم خیلی ها بخواننش اما ... می بوسمت
مینو

Anonymous said...

شهربانوی عزیز
زندگی زیباست . حیف است انسان زندگی را برای خود زندان کند . یا آنقدرضعف النفس باشد که خدای ناکرده دست خود کشی بزد . درزندگی هر انسانی معمولا کسانی هستند که تاثیرگذارند . درزندگی شما فردی چون جناب احمد سیف ودر زندگی من نیز یک کس دیگری تاثیر گذاربوده اند . مهم این است ما نباید هرگزتاثیر گذاران زندگی خویش را فراموش کنیم وخیلی بجاست که هرازچندگاه ازنام این عزیزان به نیکی یاد کنیم . همانگونه که در بسیاری از نوشته های شما دیده ام که از جناب احمد سیف به نیکی کرده اید . این نشان می دهد شما بقول خودمان : دوز چورک بیلن سیز.

Anonymous said...

سلام شهربانوي عزيزم. ممنون كه دعوتم كردي. اصلا روم نميشه وارد اين مهماني بشم با ديدن ليست اسامي مهمانها و ديدن وبلاگ هاشون.ولي حتما مينويسم
خوش بحال كساني كه در زندگيت وارد شدن. احتمالا اونها هم كلي از تو تاثير گرفتن. از لطافت و صداقتت.

عمو اروند said...

با احترام به دعوت شهربانوی گرامی(راستی می‌دانی دوستانم همه‌گی همسر مرا "شهربانو" صدا می کردند) مختصری قلمی شد

Anonymous said...

شهربانوی نازنین ممنون از دعوتت.
متن خودت که عالی و پر از احساس بود .
در مورد تفلیس من یه پست گذاشتم 19بهمن سال پیش اگه بازم سوال خاصی هستش من در خدمتم .کتاب به دستم که رسید خبرتون می کنم کلی هیجان دارم زود تر ببینمس.

Anonymous said...

مهتاب جان من هم خوشحالم از داشتن دوستان عزیزی چون شما . راستی لطفن اسم وبلاکتون رو هم بنویس تا بیشتر از این شرمنده نشوم چوم من چهار مهتاب عزیز دارم .
شهربانو

نیکو said...

شهربانوی عزیز
کمابیش پستهای شما رو دنبال میکردم. امروز خبر چاپ کتابتونو تو بلاگ پریا خوندم . خیلی خوشحال شدم. شما باعث افتخار ماها هستید. امیدوارم نوشته های قشنگتونو یک روز در قالب کتاب بتونم بخونم.
باز هم ممنون!

Anonymous said...

نوشتم شهربانو جان. به روش خودم.

Anonymous said...

قربان لطفت شهربانو جان ...خوشحالم که یکی از مدعوین هستم عزیز من حتما روش فکر میکنم و دعوتت رو بی جواب نمیذارم....

Anonymous said...

سلام
شهربانو جان
امیدوارم حالت خوب باشه
دیروز عصر با مادرم نشسته بودم و اون سراغت رو گرفت گفتم خیلی وقته که درست حسابی بهش سر نمی زنم ولی مادرم باعث شد که سری به شما بزنم
بهتون سلام رسوند
امیدوارم که همیشه درسترین کار و تصمیم رو انجام بدی
ایام به کامت

Anonymous said...

سلام شهر بانو باجي
بايقوش دوباره برگشت تا در كنار شما باشه
تنهاش نذارين

Anonymous said...

shahr banuye aziz :chand modate ke mozuat zidy zehmnam ro baraye neveshtan dar gie kardan. vali in behtarin bud. dar ayande nazdic raje behesh minevisam. behem sar bezan.

Anonymous said...

سلام شهربانو جان
کوتاه و مفید بیان کردی
ماجرای خودکشیت نگرانم کرد

خاتونك said...

شهربانوی عزیزم خوشحالم که قبل از انجام هر تصمیمی قدری تامل کردی و امروز پیش مایی

Anonymous said...

سلام
بانو جان من اینجا میگم که تو شاید از خیلی ها تاثیرگرفته باشی اما من فکر می کنم روی بیشتر تاثیر گذاشته باشی

Anonymous said...

نیکو جان از لطفت تشکر می کنم . خیلی ممنون
شهربانو

Anonymous said...

سلام
من چند بار سر زده بودم ولی وبلاگت فیلتر شده بود.چرا؟؟؟؟؟؟؟؟