2006/12/21

شب یلدا


شب یلدایتان مبارک ، کامتان شیرین تر از شهد و زندگی تان سرشار از نشاط و شادی و موفقیت باشد
....
شب یلدا ، این شب زایش مهر و میترا ، شب زایش نور و روشنائی ، شب زایش من نیز هست گوئی می خواستند اسمم را مهربانو یا میترا یا خورشید بگذارند که پدربزرگم مرا شهربانو نامید . راستی که چه اسامی زیبائی ، کورون آدین قویارلار عین الله ، کئچلین آدین زولفعلی ( اسم کور را می گذارند عین الله ، اسم کچل را زلفعلی ) شبی که پدرم ایکی داشین آراسیندا دا اولسا ( زیر سنگ هم باشد ) انار و هندوانه و پشمک و نخود کشمش چله را برایمان تهیه می کرد . شبی که به خواندن حافظ عادت کرده بودیم . چقدر فال حافظ را دوست داشتم . پدرم می گفت حافظ اشعاری نا امید کننده ندارد و اکثر اوقات فال او نیک است . اما من روزی برای کار مهمی نیت کردم و این بیت را خواندم

9 comments:

Anonymous said...

سلام شهر بانو جان شب یلدای شما هم مبارک هر چند مالزی تک فصله و شب یلدایی وجود نداره ولی ما هم در یک رستوران ایرانی جشن گرفتیم. چقدر زیبا ترجمه ترکی ترانه سیمین غانم

تـــــرنـــٌــــم said...

تــولـدتـون مـبارک

Anonymous said...

سلام شهربانو جان .من هم تنهاییم را با وبلاگهای مورد علاقه ام میگذرانم.نمیدانی تا چه حد آرامش میگیرم هر وقت به هم ریخته میشوم.خوب است که آدم زمانی از دنیای واقعی فاصله بگیرد و دمی بی خیال شود.راست میگویی .تمام دلتنگیهایت را خوب میفهمم.خدا کمی به این مردان (فرق نمیکند چه قدیمیشان ،چه جدیدشان،چه از قشر تحصیلکرده شان ،چهدرس نخوانده شان )مروت بدهد که اینقدر خود را عقل کل ندانند.

Anonymous said...

تولدتان هم مبارک

Anonymous said...

شهربانوی عزیز تولدت مبارک

Anonymous said...

سلام
اول از همه اینکه تولدت مبارک
.....
....
...
..
.

Anonymous said...

دوم اینکه با کمی تاخیر یلدات مبارک

Anonymous said...

یه سوال ! منظورت از نامبرده کیه ؟

Anonymous said...

سلام و با اجازه
در بازي شب يلدايي كانديدتون كردم
لطفن ادامه دهيد