از آن روز که آخرین روز درس بود ، حدود یازده سال می گذرد . آن آخرین روز درس که لحظات به سرعت سپری می شدند و من دلم می خواست عقربه های ساعت را از حرکت باز دارم . آن روزی که دلم نمی خواست زنگ آخر به صدا درآید . گذر لحظات رنجم می داد . اما لحظات سپری شدند و زنگ آخر رسید و بچه ها با شور و نشاط و انرژی تمام نشدنی کیفشان را برداشته و خداحافظ گویان راهی خانه هایشان شدند . من اما قدمهایم از رفتن باز مانده بود . از دوستان خداحافظی کرده و مدرسه را ترک کردم . اما هرازگاهی به پشت سرم برمی گشتم و با خود زمزمه می کردم که برمی گردم ، یکی دو سال که چیزی نیست . بالاخره تمام می شود و برمی گردم .
وبلاک مخصوص هموطنان ساکن ایران
39 comments:
Shahrbanoo jan,
Ba tamame vojodam barat ehterami ghaelam ke nagoo, baraye haem tavan va ghodratet, va barat arezoye movafaghiyat va residan be arezoohayat ro daram...
Madaram hamishe miga: "adame khosh ghalb noone delesh ro mikhore"...midoni ke in yek zarb oo masale Azari hast...
KHOSH GOON-NAR GHABAKHDA
Yasha...
Aida
سلام
شهربانوی عزیز از ته قلبم دوباره معلم شدنت رو تبریک میگم.و خوشحالم که اینجا و برای شما نوشتن با تبریک بخاطردوباره معلم شدن شما همزمان شده.
مدتهاست که میخواستم برای شما بنویسم.بارها و بارها دلم هوای یک چای و گپی با شما رو کرده .
البته شما که منو نمیشناسین!ولی بقول اینجاییها اگال!من یکی از هزاران خواننده این وبلاگ هستم مثل شما در ایران معلم بوده ام (البته هیچ وقت مثل شما عاشق کارم نبودم)و مثل شما در غربت زندگی میکنم.امیدوارم فاصله ها اونقدر باشه که من یه روز بتونم شما رو ببینم و اون چای کذایی رو با هم بخوریم. من ساکن دوسلدورفم.باز هم تبریک برای کار دوست داشتنی و جدیدت!شبت خوش و خدا نگهدار/شیوا
سلام
شهربانوی عزیز از ته قلبم دوباره معلم شدنت رو تبریک میگم.و خوشحالم که اینجا و برای شما نوشتن با تبریک بخاطردوباره معلم شدن شما همزمان شده.
مدتهاست که میخواستم برای شما بنویسم.بارها و بارها دلم هوای یک چای و گپی با شما رو کرده .
البته شما که منو نمیشناسین!ولی بقول اینجاییها اگال!من یکی از هزاران خواننده این وبلاگ هستم مثل شما در ایران معلم بوده ام (البته هیچ وقت مثل شما عاشق کارم نبودم)و مثل شما در غربت زندگی میکنم.امیدوارم فاصله ها اونقدر باشه که من یه روز بتونم شما رو ببینم و اون چای کذایی رو با هم بخوریم. من ساکن دوسلدورفم.باز هم تبریک برای کار دوست داشتنی و جدیدت!شبت خوش و خدا نگهدار/شیوا
می خواستم همسرم تنبیه شود، نه سنگسار»محمد ضرغامی
دادگاهی در جمهوری اسلامی برای دو خواهر به نام های زهره و آذر کبيری نيت که هم اکنون به اتهام «زنا» در زندان رجايی شهر کرج به سرمی برند، حکم سنگسار صادر کرده است.
صدور حکم سنگسار برای اين دو خواهر در حالی صورت گرفته که آنها پيشتر از سوی دادگاهی ديگر به شلاق و حبس تعزيری محکوم شده بودند.
حقوقدانان معتقدند رسيدگی به جرمی واحد در دو دادگاه خلاف قانون است. همچنين صدور حکم سنگسار برای اين دو خواهر در برخی روزنامه ها و سایت های خبری جهان همچون ديلی تلگراف و استرالين نيز بازتاب داشته است.
من فکر نمی کردم که مسئله به اين حکم منجر شود. من نه از قانون سر در می آوردم و نه از حکمی که صادر می شود، کسی هم به من اطلاع نداد که حکم نهايی سنگسار است. من فقط برای تنبيه همسرم و اينکه به اشتباه خود پی ببرد، اين کار را کردم.
نادر عباسی، همسر زهره کبيری در گفت و گو با راديو فردا
به گفته مدافعان حقوق بشر، صدور و در مواردی، اجرای احکام نادری همچون سنگسار، قطع عضو و پرتاب از بلندی، طی دو سال اخير شدت يافته است. مدافعان حقوق بشر، اين احکام را نقض جدی حقوق بشر می دانند.
نادر عباسی همسر زهره کبيری نيت، که خود، شاکی اوليه پرونده همسرش بوده، در گفت و گویی با رادیو فردا می گوید که از شکایت خود پشيمان است.
چرا به همسرتان مشکوک شدید؟
ما به دليل اختلافاتی که با هم داشتيم، مدتی از هم دور بوديم و من هر چند وقت، برای ديدن فرزندم و يا دادن اجاره خانه به منزل خودم يا پدر همسرم می رفتم.
تا اينکه بعضی از همسايه ها با من تماس گرفتند و گفتند که رفت و آمد غريبه ها و خانواده همسرم به منزلمان زياد است و من مجبور شدم بروم و از نزديک تحقيق کنم و ببينم موضوع چيست.
در حکمی که دادگاه جمهوری اسلامی صادر کرده، به فيلمی استناد شده که خود شما تهيه کرده ايد. آقای صولتی، وکيل همسر شما اين فيلم را نديده است، ولی بر اساس شنيده های خود می گويد اين فيلم در بر گيرنده اين موضوع نيست که همسر شما رابطه جنسی خارج از محدوده زناشويی داشته است. چگونه به فکر تهيه اين فيلم افتاديد؟
من بر اساس گفته همسايه ها به اين مسئله مشکوک شدم و می خواستم ببينم واقعيت چيست، زيرا در ابتدا به همسر خودم شک نداشتم و فکر کردم اگر اين مسئله از سوی خانواده همسرم ايجاد شده، از آمد و رفت آنها به منزلم جلوگيری کنم.
بنابراين مجبور شدم چند روزی موضوع را پيگيری کنم و چون نمی توانستم خودم به داخل منزل بروم و يا کسی را بفرستم، تنها راهی که به نظرم رسيد اين بود که يک دوربين را مخفيانه داخل کانال کولر جاسازی کنم و خودم از داخل انباری به تماشا بنشينم.
به اين صورت بود که موضوع برايم روشن شد وسپس من اين فيلم را تحويل دولت دادم.
در اين فيلم شاهد چه چيزی بوديد که منجر به شکايت از همسرتان شد؟
صحنه هايی ديدم که مجبور شدم اقدام کنم. وقتی اين فيلم را به دولت تحويل دادم آنها گفتند اين فيلم مستند است و از من پرسيدند آيا می خواهم که آنها دستگير شوند؟ من گفتم بله، دستگير و اگر لازم است تنبيه شوند.
آقای عباسی شما مي دانيد که دادگاه بدوی حکم ۹۹ ضربه شلاق و زندان را برای همسرتان صادر کرد، اما پس از يک سال اين پرونده به دادگاه کيفری استان تهران منتقل شد و حکم جديد سنگسار صادر شده است. آيا شما فکر می کرديد که سرانجام کاری که در پيش گرفتيد به بازی مرگ و زندگی منجر شود؟
«ناراحتی من از اين است که چرا با دست خودم اين فيلم را به دولت دادم که حالا آنها بگويند ديگر مسئله از دست من خارج است.»
نادر عباسی، همسر زهره کبیری نیت و شاکی اولیه پرونده
نه، من فکر نمی کردم که مسئله به اين حکم منجر شود. من نه از قانون سر در می آوردم و نه از حکمی که صادر می شود، کسی هم به من اطلاع نداد که حکم نهايی سنگسار است. من فقط برای تنبيه همسرم و اينکه به اشتباه خود پی ببرد، اين کار را کردم.
من می خواستم پس ازاين تنبيه، همسرم به سر خانه و زندگی اش برگردد و برای فرزندم مادر باشد. اکنون نيز اطلاع دارم که داخل زندان به اشتباه خود پی برده و نماز می خواند.
پس از اين حکم من کاملا گيج شده ام و به ناراحتی های قبلی ام اضافه شده است، نمی دانم چه بگويم و چکار کنم.
اين مسئله بر روی فکر و ذهن فرزندم در آينده تاثير خواهد گذاشت و وقتی بزرگ شود خواهد پرسيد که چرا چنين حکمی برای مادرش اجرا شده است، زيرا اگر مادری اشتباه کند، آن هم برای اولين بار، بايد تنبيه شود نه سنگسار.
ناراحتی من از اين است که چرا با دست خودم اين فيلم را به دولت دادم که حالا آنها بگويند ديگر مسئله از دست من خارج است. من با قضات هم صحبت کردم و گفتم اگر من اين فيلم را به شما نمی دادم هرگز خبردار نمی شديد.
من معتقدم کسی که برای اولين بار اشتباه کرده و به اشتباه خود نيز پی برده و پشيمان شده بايد بخشيده شود. من و فرزندم می خواهيم که دولت حکم بخشش همسرم را صادر کند تا بيش از اين با زندگی و آبروی ما بازی نشود
هشت مارس
۸۶:
ستم به زن موقوف!
سرکوب زنان ممنوع!
رهایی زن رهایی جامع است!
زنده باد آزادی زن!
××××
لگوی روز جهانی زن را در وبلاگتان قرار دهید!
سفید
-------------------
سیاه
.
وای خدای من شهربانو جان
اشک تو چشام جمع شد. امیدوارم اولین روز مدرسه رو به خوبی و خوشی آغاز کنی، فقط فراموش نکن که هر کاری اولش سخته. همیشه افرادی هستند که توان یاری دادن به ما را ندارند. ممکن است بعضی از آن ها نتوانند خودشان را با ما وفق دهند. صبر داشته باش و امیدوار باش با توجه به این که ما در کشوری بیگانه زندگی می کنیم. شهربانو جان تو باید به خانه سالمندان می رفتی. باید آن پیرمرد نیک سیرت را می دیدی. باید آن سنگ خوشبختی و شانس را در دستت می گرفتی. این ها همان خط های ظریف زندگی ماست که باید سر صبر و به آهستگی از روی آن ها عبور کنیم
برایت آرزوی موفقیت دارم
گل من
شهربانو جان
کامنت بالایی رو می خوندم راجع به حکم سنگسار
چقدر تاسف بار است. خدایا چی بگم؟ مقصر کیست؟
فروغ جان سلام
اگر از دختر همسایه سوال کنی میگه تقصیر شوهر ه است باید به این زن جایزه داد !!!! خدا عاقبت به خیرمان کند
با بهترین آرزوها برای شهربانوی عزیز.
کارنو مبارک
خوب مبارک است! ولی همان گونه که در پیش برایت نوشته بودم، مسئله حرمت نفس کار است. کارکردن در خانهی سالمندان مگر چه اشکالی دارد؟ کار کار است و انسان شرافتمند برای رفع احتیاجات مادیاش کار میکند نه گدائی یا دزدی. آنچه موجب بد قلمداد کردن کار با سالمندان شدهاست همان تفکرات باز مانده از دوران ارباب ـ رعیتی . است و این طرز تفکر محکوم به فناست
خيلی خيلی تبريک میگم!
به صفای دل رندان صبوحی زدگان
ای بسا در که به مفتاح دعا بگشايند!
tabrik migam, movaffagh bashi, kheyli khoshhal shodam.
emrooz yek fale hafez baratoon gereftam.
bebinin chi oumadeh !!
http://falehafez.com/Fhz25.htm
hamisheh delshad bashid sharbanooye aziz .
tabriiiiiik
خیلی خوشحال شدم. موفق باشید. راز شکست نخوردن همین است "امید" تا وقتی امید رو از دست ندی مبارزه می کنی و تا وقتی مبارزه می کنی زنده ای. خودت تو همین پست قبلی از قول برشت نوشتی.
به علاوه با عقیدت موافقم. وقتی ایران بودم. خانم دکتری که در دهکده جذامی ها کار می کرد یک فیلم مستند از درمانگاهشان به ما نشان داد. اون موقع فهمیدم تعداد زیادی از دخترهای فرانسوی اونجا به عنوان پرستار کار می کنند. دیگه نپرسیدم ولی از لباساشون حدس زدم که مال سازمان های خیریه مذهبی بودند.
من عقیده دارم یکی از نکاتی که به کار ارزش انسانی بیشتر می ده اینه که جایی کار کنی که دیگران کمتر حاضرند. البته به خاطر درجه ایثاری که لازم داره.
مطلب مهم اینه که ارزش های انسانی از مرز ها فراترند.
و البته که مهاجر فقط خاطراتش رو در کشورش جا نمی گذاره بلکه معمولا بخشی از موقعیت شغلی اش رو هم. جا می کذاره.
به هر حال باز هم بگم که خیلی خوشحالم.
موفق و شاد و سربلند باشید.
خسرو
آیداجان:
خیلی ازت ممنونم .لطف داری عزیزم . من هم برات بهترین ها رو آرزو می کنم . می بخشی که نتونستم تو وبلاکت پیام بگذارم .
شهربانو
شیوا خانم :
خیلی متشکرم از شما و لطفتان . امیدوارم یک روزی همدیگر را از نزدیک ببینیم و با هم چای بنوشیم.
شهربانو
خسرو عزیز
خیلی خیلی ممنونم
من نیز برای شما بهترین ها را آرزو می کنم .
شهربانو
آرمین عزیز
خیلی خیلی متشکرم . شرمنده ام می کنید .
شهربانو
http://falehafez.com/
من خیلی سعی کردم اما شماره 25 نیومد
این غزل آمد
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت
با من راه نشین باده مستانه زدند
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه کار به نام من دیوانه زدند
..
شما لطف کنید و بنویسید فال گرفتید چی آمد؟
شهربانو
سلام....خوبین شما؟ خوشحالم به خاطر اینکه کاری را که دوست دارین دوباره بدست اوردین....موفق باشین.............
شهربانو جان از صمیم قلبم خوشحالم که کاری که دوست داری رو قراره دوباره شروع کنی ....امیدوارم که همون چیزی خوبی باشه که انتظارش رو داری ....به قول اینوریها چیزهایی بین زمین و آسمون هست که ما ازش سر در نمیاریم ....شاید این سنگ واقعا باعث شانس بوده ....به هر جهت برات خیلی خوشحال شدم ....
همیشه در کارات حالا هر جایی که باشه موفق باشی ....
قربونت برم شهربانو!!! اصلا احتیاجی
نیست از این خانم یا آقا شکایت کنی ....به خود من بسپارش .....شاید آدمش کردم :-))
...خوب خاتوم جان /آقا جان... بریم سر تو که به من بند کردی...تو حتما علم غیب داری که میتونی حدس بزنی من چی فکر میکنم .....اگه این استعداد رو داری بهتره بندازی توی یه کار بهتر ...
.حالا بهت بگم من واقعا چی فکر میکنم??? .....
من فکر میکنم که این خانم به هر دلیلی با یکی دیگه روی هم ریخته کارش غلطه....خیانت درست نیست...چه از طرف زن چه از طرف مرد ....البته مثل اینکه شوهرش هم پی خوشی خودش بوده و جایی دیگه مشغول کارای خودش بوده ....ولی مثل اینکه مردا هر کاری بکنند به نظر تو بی اشکاله ....حالا مجازاتی که برای این خانم گذاشتن به نظر من برای حیوونا هم جایز نیست ....حتی شوهرش رضایت داده!!!! ....ولی ملا راضی نمیشه!!! ...و یکی مثل تو هم حمایت میکنه .....حالا بهت یه چیز بگم اگه وجدان داشته باشی باید امشب خوابت نبره ....میدونی که حمایت تو و آدمهایی مثل تو از این کارهاست که باعث ادامه این جنایتهاست ....باعث سنگسارهاست .....میدونی که تو اگه سنگ هم نزنی ....ثوابش!!!!! رو بردی !!!!!!!برو خوش باش
دیدی شهربانو خانم !!
که من خق داشتم ، خود دختر همسایه تائید کرد ولی از اینکه من علم غیب دارم نیست از آنجا میدونم که دختر همسایه هم مرتکب همین کار شده و به همین جهت نیازی به علم غیب نیست اما اگر من مجازات را روا میدارم نه اینکه سنگسار باشد بلکه باید مجازات شود و زنهائی مثل همین خانم و دختر همسایه باعث بدبختی و بدنام شدن خانمها گشته و زندگی خیلی از خانواده را با طرز فکر خود مسموم خود خراب کرده اند سنگسار کار غلطی است که سفاکان زمانه در حق انسانها روا میدارند ولی این نمیتواند بهانه ای باشد که خانمهای خائن بی مجازات بمانند نباید به خانمهای مثل همین خانم و دختر همسایه که حتی به زندگی خودشان هم رحم نکردند پاداش دادبلکه باید مجازات شوند تا جامعه از وجود این افراد پاک شود من هرگز از عمل آقایان دفاع نکردم اما آیا مقصر فقط آقایانند که مثلا دو تا زن میگیرند ؟ آیا فقط مردان ایرانی هستند که دست به این کار کثیف میزنند ؟ مگر افرادی چون سارکوزی یا شرودر با داشتن همسر دنبال این چیزها نبودند حرف من اینجاست که تقصیر این مسائل اکثرا به عهده خانمهاست چون فکر نمیکنند که اگر با مرد متاهل ازدواج کنند زندگی همنوع خود را که دم از مظلومیت آن میزنیم خراب میکند . کدام ازدواج مجدد بدون با خانم تازه با زور بوقوع پیوسته است چرا به خانمها ایراد نمیگیریم که با ازدواج خود با آقایان متاهل تن در ندهند و زندگی هم جنسان خود را به خطر نیاندازند که عاقبتی نه چندان بهتر از زن قبلی نخواهند داشت بله حق با شماست شوهر من دنبال زنی مثل همین زن و گول همین زنها و زنهای مثل دختر همسایه را خورده است ولی تا حال چه کسی بوده که کلمه ای در این مورد بنویسد که افرادی چون این خانمها میدانید که جهانشمولند بنظر من به جای اینکه به مردان توهین کنیم و اشک تیمساح بریزیم بهتر است حق را به حقدار بدهیم و به زنان گوشزد کنیم که مثل دختر همسایه نه به شوهرشان هیانت کنند و به آنهائی هم که با ازدواج خود با مردان متاهل موجب خرابی زندگی دیگران نشوند و من هیلی راحت بیخوابم چون وجدانم مثل دختر همسایه ناراحت خرابی زندگی دیگران و خیانت به شوهرم نیستم . هر کس به تنهائی پیش قاضی رود پیروز است ولی حداقل این را میشود فکر که اگر خانمی راضی به ازدواج با آقایان متاهل نباشند آیا بهترین مبارزه نیست ؟
شهربانو خانم سلام
وبلاکت چنان محل امن و از آزادی برخوردار است که محل مناقشه و بحث داغی شده است ، اولا کار جدیدتان را تبریک میگم و از اینکه شما لایق معلم بودن واقعی را دارید شکی ندارم
اما در مورد بحث این خانمها بنظرم مجرم باید مجازات شود چه مرد چه زن . ولی نه سنگسار . پیروزی برایتان آرزو میکنم
زهرا
سلام...با اجازتون لینکتون را تو قسمت وبلاگهاییکه میخونم قرار دادم[لبخند]
شهربانووووووووووووووووووووووووو
هوررررررررررررررررررررررااااااااااااااااا
من خیلی خوشحالمممممممممممممممممممممم
اینکه تو به جایی می روی که عاشقش هستی و به نظر من هم مناسبترینی برای محیط آموزشی.
می بوسمت و دلم میخواست از نزدیک می تونستم ببینمت و جیغ و داد کنم برای ابراز شادی ام
موفق ها باشی عزیزم
دوسست دارم خیلی زیاد
خیلی خیلی نازنینی
نرگس(نی لبک)
من این گفتگوی دو نفره دختر همسایه و کسی که ناشناس می نویسه را دنبال کردم. اولا تو این جور نوشته ها چرا به جای ابراز عقیده و شرح و نقد ، شخصیت همدیگر رو باید هدف قرار بدیم؟
دوما ظاهرا هر دو هم عقیده اند برای حذف سنگسار، می شه دو نفر با دو شخصیت متفاوت در یک عقیده خاص کنار هم باشند. کما این که مثلا سازمان دیده بان حقوق بشر هم همینطوره و وقتی به سنگسار اعتراض می کنه و به اطلاع مردم دنیا می رسونه، کی گفته که همشون زن ها یا مرد هایی هستند که زنا کرده اند .
نکته مهم دیگه ای هم هست و اون اخلاق در حیطه خانواده و گناه از یک طرف و حق جامعه و قانون شکنی از یک طرفه. زن یا مرد ممکنه به همسرشون خیانت کنن حالا نه حتما خیانت به رختخواب مشترک، ولی چرا اخلاق آدم ها رو فقط باید با رختخوابشون سنجید؟ چرا اگر خانواده ای به بچه خودش خیانت کنه، چرا اگر مردی یا زنی به هر نوعی بد خواهی و پستی و دورویی کنه نباید غیر اخلاقی به حساب بیاد و بعد باید دید حق جامعه چیه. یعنی یه زن و شوهر اگه دارن به هم خیانت می کنند، حق من که در اون جامعه زندگی می کنم چیه؟ این غیر از حق اون زن و شوهر نسبت به همه. این غیر از اینه که با معیار من، زنه خیانتکاره یا مرده، به فرض این که من بتوانم کشف کنم.
بعد از همه این ها می خوام بگم این کلمه "پاک سازی" که به کار می ره من به اختیار یاد تجربه های پرهزینه ایرانی ها می افتم. دوستان تا چند وقت پیش عقیده بر این بود که با اعدام، می شود جامعه را از مخدر پاک کرد. از یاد نبریم که چقدر کشته شدند و چقدر هنوز هم معتاد هست.
این یک دیدگاه است که می گوید برای سالم کردن جامعه باید تا حد امکان مجازات ها را سنگین کرد، همون دیدی که می گه برای تربیت فرزند بهتره تا حد ممکن تنبیهش کرد برای درس خون کردنش باید بهش زور گفت تا عادت کنه و غیره...
شما می دانید چقدر دختر خیابانی و فراری در تهران هست. دوست من این ها شیاطین نیستند، بیشتر از این که شیطان باشند قربانی اند و بیشتر از این که قربانی نفس و شهوت باشند قربانی شرایط بد زندگیشان هستند. این را از ممدکارانی که برای این ها کار می کنند پرسیده ام.
دوستان دعوت به نفرت از هم نکنیم، تخم کینه نپاشیم، نشناخته به هم تهمت نزنیم. این ها مشکلات جامعه ماست پیش چشمم هممان فرق نمی کند که من یا تو در عمرم چندتا گناه انجام داده باشیم هر کس که ایده کارامدتر داشته باشد باید شنید و در نظر گرفت.
شما می دانید که امکان دارد یک جوان بیست و دو ساله به خاطر شرب خمر در ایران اعدام شود و شما می دانید که اولین سازمان خود-کمک رسانی در دنیا به نام الکلیک آنونیموس را عده ای تشکیل دادند که خودشان قبلا الکلیک بوده اند. این سازمان زورکی نیست ، دیداعضای قدیم به اعضای جدید به شکل " نگه کردن عاقل انر سفیه" نیست. این ها مشکلات را می شنوند و کمک می کنند. این ها تواب نیستند این ها راه هایی که خودشان پیموده اند شرح می دهند تا هرکسی ایده مخصوص خودش را بگیرد و بهتر زندگی کند.
اخلاقی تر شدن جامعه منوط به خیلی شرایط است که همه در یک کلمه بهتر شدن زندگی جمع می شود. افسوس که نباید زیاده روی کنم و زیاد بنویسم
مخلص همه شما خسرو
سلام آقا خسرو
فرمایشاتتان عالی و بجاست ، ولی آیا این شرایط محیطی فقط برای این دو خواهر که محکوم شده اند یا برای دختر همسایه محیا و دلیلی برای خیانت به خوانواده و همسرشان است یا برای 70 میلیون جمعیت ایران یکسان است ؟ چرا دیگران از این محیط اجتماعی دست به خلاف اخلاقی نمیزنند ؟ این چه فاکتی است که بعضیها برای خود در نظر گرفتند که چون محیط و شرایط زندگی به کام من نیست من حق دارم به همسرم ، به خانواده ام خیانت کنم . بعد از خیانت هم شوهرم مقصر است . هیچ کس شدت در خانواده و یا سنگسار را تائید نمیکند محصوصا در محیط ایران . شاید دختر همسایه ادعا کند که در ایران همسری زنش را کتک زده است ولی میدانید که در محیز ایران خیلی انگشت شمارند این افراد نسبت به خانواده های اروپائی . لطفا بروید به سایت های اروپائی و حتی سایت پارلمان اروپا 87 درصد خانمهای اروپائی از شوهرانشان کتک میخورند این معضلی است قابل بحث ولی باز دلیل نمیشود چون دختر همسایه به شوهرش خیانت کرده و زندگیش پاشیده شدهاست پس مردان ایرانی انسان نیستند . اگر پدر دختر دختر همسایه بخواهد تکفل فرزندش را بعهده بگیرد که خدای ناکرده در آینده مثل مادرش نباشد غوغائی بر پاست و ای داد و بیداد مردها پالمند و بچه را برای نگهداری به مادر نمیدهند . ایکاش آدرس ایمیلتان را میدانستم و با آدمی منطقی مثل شما در این مورد بحث میکردم .
زنده باشید
http://www.youtube.com/watch?v=WKQZI1bH7JQ
شهربانو جان
بدت نخواهد اومد گوش بدی.این دو خواهر برادر دوقلو یک ترانه قدیمی ترکی را به سبک فلامنکو میخونن و خیلی هم قشنگ میخونن.
سلام و عرض ارادت برای خسرو عزیز
با نظر شما موافقم و معتقدم که کسانی که پایین تنه شان را از بالاتنه و مغزشان جدا نکرده اند و حرمت هر بخش را مستقلا دارند هیچگاه ارزیابی شان را محدود به پایین تنه و آنهم به شکلی ناروا نخواهند کرد.پایین تنه ما جزیی از وجود ماست و شایسته نیست که با بی حرمتی به آن بهانه ای برا یگرفتن حق حیات دیگران بتراشیم.تن هر شخص مال خود اوست و حتی مال پارتنر جنسی او نیست چه برسد به دولت یا جامعه.
نی لبک
چون بنا نیست که فحاشی بکنیم خدای نکرده، لطفا بفرمایید
این فرض یا حتم شما که دختر همسایه به شوهرش خیانت کرده مستندش چیه؟
نی لبک جان
مررررررررررسی
نمیدونی بعد از سالها دوباره سر کلاس رفتند چه حالی داشت باور کن خیلی خوش به حالم شد .
گؤمه میش اوشاغی کتدی بالاسی اولمویاسان . مادربزرگم می گفت که آخشام گونونون ایستی سی اوره یه چوخ یاتار
خیلی ممنونم ان شالله که همیشه موفق و دلخوش باشی و سلامت باشی
شهربانو
زهرا خانم
از لطف شما ممنونم .
شهربانو
خسرو عزیز و نی لبک جان
با نظر شما موافقم
به نظر من این پائین تنه بهانه ای شده به دست بعضی ها وقتی حرف کسی خوششان نمی آید با این اتهام توی دهانش بزنند .دختر همسایه هم خائن و غیره نیست فقط نظراتش دلخواه این جناب پیام گذار نیست .
میدانی نی لبک جان تعدادی از آدمها عادتشان این است که بیشتر اوقات دیگران را که تفاوتهای فردی باب میل ایشان نیست زشت ببینند . آن هم قبل از دیدن خودشان در آینه .
از لینکت ممنونم می روم و ترانه رو می بینم باز میام خدمت شما
راستی نی لبک جان اینجا کتک زدن زنان توسط مردان رایج نیست .
شهربانو
سلام شهربانو خانم
از اینکه شغل تعلیم و تربیت را که شغل انبیاست را بعهده گرفتید برایتان تبریک گفته ، از خداوند موفقیا برایتان آرزو میکنم
مریم
hooghoogheto
شهربانو جان گل سلام و باید بگم ببخشید
خانم یا آقای ان ونوم چه غشقرقی راه انداخته :-))...
ان و نوم جان ( ترو خدا اول یه اسم برای خودت بذار..... بده آخه اینجور اسمت رو صدا کنیم )انگار تو راستی و جدی به من بند کردی....آره ؟؟؟:-))) ....در عمرم کسی به من بند نکرده بوده برام تازگی داشت....البته ...دبگه ندیده نشناخته هم که دیگه فبها...:-)) خوب خدا رو شکر من از ابلهی تو بیشتر خنده ام میگیره تا عصبانی بشم ....
من برای همه انسانها ارزش قاثلم حتی برای توی کله پوک هم ....شوخی میکنم که با هم بیشتر خودمونی بشیم!!!!!....
ارزش انسان چه مرد و چه زن چه ایرانی و چه خارجی برای من خیلی بالاست .....حتما خواننده های اینجا خودشون بهتر میتونن نظر بدن ...من وبلاگی دارم که تقریبا ۵ سال اونجا مینویسم .....همه نقطه نظر هام هم اونجا هست ...همه میتونن بیان و بخونند ......تو هم اگه جایی که بتونم بهتر بشناسمت معرفی کنی میتونیم مثل دو آدم بزرگ با منطق صحبت کنیم خدا رو چه دیدی شاید بهت حق دادم:-))
سلام...متاسفانه اینجا پراکسی ندارم تا اخرین مطلبتونو توی وبلاگ GAYAGIZI2بخونم.....اما ...من پست جدیدی راجع به ترسهای دوره های مختلف زندگیم نوشتم... خوشحال میشم... مطلب جدیدمو بخونین....
نرگس خانم
حق با شماست ، پائین تنه تان هم مهمتر از با لای تنه تان است و حق با شماست هیچ کس حق ندارد در این مورد دخالت کند هر طور که دلتان خواست بکار گیرید فقط مشکل از اینجاست که بعد از بکار گیری دیگر آه و ناله نکنید و زمانی که پیر میشوید و کسی نگاهتان نمیکند دیگر تقصیر را بگردن شوهرتان نیاندازید و متاسفم که میبینم اصلا مطلب را نخوانده در اینجا طرفداری میشود من حق را به آنومی میدم و فکر میکنم ایشان توهین به کسی نکردند جز واقعیت چیزی نگفتند ، اگر کسی حرف حق بزند توهین میکند آیا زن خیانتکار مجازات ندارد ؟
چرا بجای جواب منطقی آنومی بعضی ها خوششان نمی آید حق مطلب را درک کنند و بقول شهربانو آینه را نگاه نمیکنند که ببینند در چه منجلابی عوطه ور هستند با این حال آزادی زن بستگی به پائین تنه ندارد
حوش بحال خانواده تان
ناهید
در ضمن من آنومی را خوب میشناسم. این مرد به دلیل اتفاقی که برایش پیشآمد هنوز شوکه است و همه زن ها را پایین تنه میبیند. اما خیلی دوست دارد زن ها به او توجه کنند ولی از یس که بددهن و بدبین است زن های خوب هم به او نزدیک نمی شوند. این وقتی بی محلی می بیند خشمگین می شود ولی جرات نمی کند به نام خودش خود را نشان بدهد. فقط من درکش می کنم چون می توانم به همه زن ها رکیک ناموسی بگویم. حتی اگر نشناسم. من همیشه تاییدش میکنم. از من دلگیر نباشید ها
گفتم خوشبحال خانوادتان راستی گفتم
چون اگر از خانواده ما خبر داشتید میفهمیدید
ناهید
سلام خانم شهربانو
ازاینکه کار مورد علاقه خود را همان معلمی است دوباره پیدا کردی برایتان تبریک می گویم .اما کار در سرای سالمندان هم علیرغم مشکلات فراوانی که دارد کار فوق العاده انسانی است . اجر معنوی آن بیشتر مد نظر بنده هست که امیدوارم خداوند پاداش آنرا نصیب معلم دلسوز و دلسوخته ما کرده باشد . برایتان در همه حال آرزوی موفقیت و صحت و سلامتی و همراه شادابی آرزو می کنم. قربان زاده
BE NAHID
khosh be hale mamanet boro ba on anonymus be yek ravanpezeshk
LALE
لاله جان
به تو هم برخورد ؟؟ عزیز من که چیزی نگفتم البته شاید من بنظرتون روانی باشم ولی مثل شما ها نمیتوانم در لجن زندگی کنم ، امروز و فرداست که داد خواهی زد تقصیر شوهرم است ولی آن وقت خیلی دیر خواهد بود
ناهید
البته باید توضیح بدم که نوشته پائینی از ناهید از طرف من نبود یکی از ترسش جعل کرده است
ناهید
Post a Comment