به بهانه درگذشت سجاد هاشمی وبلاکنویس ده ساله
می گویند چله زمستان بود و برف شدیدی باریده و کوههای قیه و سبد داغی را سفید پوش کرده بود . در آن حال و هوای بسیار سرد ، مادر حامله ام در انتظار تولد فرزندی بود . آن زمانها رسیدن صدای ناله و فریاد زائو به گوش پدرشوهر و برادرشوهر و شوهر ، ضد ارزش بود .
18 comments:
امروزه در بسیاری از بیمارستان ها تصمیم گرفته اند که هنگام زایمان شوهر همراه زنش باشد چون معلوم شده از این راه مردان احساس مسئولیت بیشتری به نوزاد و مادر او می کنند. و پیوند خانواده قوی تر می شود..
خود من بعد از این که در اطاق زایمان کار کردم و بعد از فریاد ها، می دیدم که اغلب مادران اولین سوالی که می کردند این بود که -حال نوزادم چطور است- احترامم به مادر خودم بیشتر شد.
برای سجاد و خانواده اش هم واقعا متاثر و متاسفم.
دنیای مردانِ مردسالار، دنیای دور از واقعیت است
عمو اروند سلام
گل گفتی وافعا دنیای مردان مردسالار دنیای دور از واقعیت است البته بر عکس اش هم صادق است ، دنیای زنان نانجیب هم غیر قابل تحمل . در هر کاری افراط و تفریط زشت است .خانواده سجاد متاسفم
میلاد
آیا زن از مرد پرحرف تر و حسودتر است؟
در بحث حقوِق زن، اگر تفاوت زن و مرد در بعد جسمی و روحی به نحو تعيين كننده ای ثابت شود، راه براي اختلاف در حقوِق و وظايف باز خواهد شد ولی اگر مانند برخی فمينيستها و جامعه شناسان گفتيم كه هيچ تفاوتی ميان زن و مرد به جز تفاوتهای بيولوژيك وجود ندارد و تفاوتها در ذهنيّت و رفتار و احساس آن دو، ناشی از تأثيرات محيطی و فرهنگی است، در آن صورت به سختی می توان حقوق متفاوت را اثبات كرد.
واقعيت و حق آن است كه بين مرد و زن و نر و ماده حتّی در حيوانات و گياهان تفاوتهای اساسی وجود دارد. و انكار اين امر، انكار يك امر وجدانی و بديهی است. موهوم دانستن و قديمی شمردنِ اين اصل مسلّم، شنا كردن و حركت بر خلاف جريان حتمی طبيعت است. امروزه در پايان قرن بيستم، در پرتو پيشرفت های حيرتانگيز علوم تفاوتهای زن و مرد بيشتر روشن شده است. امّا اين تفاوتها به هيچ وجه به برتری يا پستی زن و مرد مربوط نيست. دست آفرينش اين تفاوت ها را براي اين به وجودآورده است كه امور مختلف جامعه بشری را بهتر سامان دهد و پيوند خانوادگي زن و مرد را محكمتر كند.
قانون خلقت اين تفاوتها را به اين منظور ايجاد كرده است كه به دست خود حقوِق و وظايف جامعه و خانواده را ميان زن و مرد تقسيم كند. قانون خلقت تفاوتهای زن و مرد را به منظوری شبيه منظور اختلاف ميان اعضاء بدن ايجاد كرده است اگر قانون آفرينش هر يك از چشم و گوش و دست و پا و ستون فقرات را در وضع و شكل خاصی قرار داده است نه از آن جهت است كه نظر تبعيضآميز داشته و به نفع يكی نسبت به ديگری جفا روا داشته است، بلكه تفاوتهای زن و مرد بر اساس «تناسب» است نه «نقص و كمال».
قبل از ذكر برخی از تفاوت ها بايد توجه كرد كه منظور ويژگي هايی است كه دست تكوين در نهاد مرد يا زن قرار داده و غالب افراد از اين دو جنس، چنين صفتی را دارند. پس وجود افراد نادر و استثنايی به طبيعی بودن صفات لطمه نمیزند.
اختلافات زن و مرد هم در بعد جسمی است و هم در بعد روانی و احساسات.
از لحاظ جسمی: مرد بطور متوسط درشت اندامتر و بلند قدتر وخشنتر از زن است. صدای مرد كلفتتر و خشنتر است و صدای زننازكتر و لطيفتر، رشد بدنی زن سريعتر است از مرد، رشد عضلانی و نيروی بدنی مرد بيشتر از زن است، مقاومت زن در مقابل بسياري از بيماری ها از مقاومت مرد بيشتر است، زن زودتر بالغ می شود و زودتر از نظر توليد مثل از كار ميافتد، مغز متوسط مرد از مغز متوسط زن بزرگتر است ولی با در نظر گرفتن نسبت مغز بهّ کل بدن، مغز زن بزرگتر است، ريه مرد قادر به تنفس هوای بيشتری است و ضربان قلب زن سريع تر است، دستگاه تناسلی و سينه زن و مرد كاملاً متفاوت است و نقش زن در بارداري و پرورش فرزند بسيار بيشتر از مرد است، دوران قاعدگی و ضعف جسمی فقط در زن وجود دارد و مواردی ديگر.
از لحاظ روانی: ميل مرد به ورزش و شكار و كارهای پرحركت بيش از زن است، احساسات مرد مبارزانه و جنگی و احساسات زن صلحجويانه و بزمی است، مرد متجاوزتر است و زن آرامتر، زن از توسل به خشونت درباره ديگران و درباره خود پرهيز می كند ولی مردان خشنترند. احساسات زن از مرد جوشانتر است، زن زودتر و سريعتر تحتتأثير احساسات خويش قرار می گيرد و مرد سرد مزاجتر است و با تعقل و تدبير بيشتری عمل ميكند، زن بطور طبيعی به زينت و جمال و آرايش و مدهای مختلف علاقه بيشتري دارد، احساسات زن بي ثباتتر از مرد است، زن از مرد محتاط تر، مذهبی تر، پرحرفتر، ترسوتر، حسودتر وتشريفاتی تر است؛ احساسات زن مادرانه است و به خانه و خانواده بيشترعلاقه دارد، زن در علوم استدلالی و عقلي به پای مرد نميرسد ولی در ادبيات و نقاشي و مسائل ذوقی دست كمی از مرد ندارد، مرد كتومتر از زن است و زن رقيق القلبتر از مرد.
علاوه بر دو جهت فوِق، از نظر احساسات و رابطه با يكديگر می توان گفت، مرد بنده شهوت خويش است و زن بنده محبت مرد است، مرد زنی را دوست دارد كه او را پسنديده و انتخاب كرده باشد و زن مردی را دوست دارد كه ارزش او را درك كرده باشد و دوستي خود را قبلاً اعلام كرده باشد، مرد ميخواهد شخص زن را تصاحب كند و زن ميخواهد دل مرد را مسخّر كند و از راه دل بر او مسلط شود، مرد می خواهد زن را بگيرد و از كسی حمايت كند و زن می خواهد او را بگيرند و حمايت كنند، مرد ميخواهد به زن مهر بورزد و زن ميخواهد كه مورد مهر و محبت قرار گيرد، زن بيش از مرد قادر است بر شهوت خود مسلط شود و شهوت مرد ابتدايی و تهاجمي است و شهوت زن انفعالی و تحريكی.
تفاوتهای ياد شده و بسياری موارد ديگر، تفاوتهای انبوهي استكه دست تقدير در وجود اين دو نوع مخلوِق قرار داده است. همه كسانيكه بنحوی با زن و مرد سر و كار دارند، چه در امر تعليم و تربيت، چه ازجهت روان شناسی و جامعه شناسی و چه از بعد فيزيولوژيكی و جهات ديگر، به تمايزهای عديدهای بين آن دو جنس برخورد می كنند. خلاصه سخن اينكه وجود تفاوت بين زن و مرد در ابعاد مختلف، سخنی است كه نياز به دليل ندارد و كاملاً روشن است، البته برخی از اين تفاوتها كه دائمی و عمومی و منشأ آثار مختلف اجتماعی هستند، حقوِق و وظايف مختلفی را به دنبال می آورند مثل دخالت بيشتر زن در باروری و شيردهی يا دوران قاعدگی در زن و قدرت باروری محدود او نسبت به مرد يا احساسات و عواطف شديد و غالب در زن و نوع گرايش و ميل دو جنس به يكديگر؛ و برخی تفاوتهای جزئی و گذرا در نقش مرد و زن چندان تأثير ندارند. مسأله حجاب، مهريه و نفقه، تعدّد زوجات و ازدواج موقت، تفاوت در امر قضاوت و حكومت و ارث و ديه و قصاص، همه و همه به نحوي به موارد ياد شده ارتباط دارند.
در اينجا سخن يك زن روان شناس به نام «كليودالسون» را در تأييد مطالب قبل اضافه می كنم. وی می گويد:
«... خانمها تابع احساسات و آقايان تابع عقل هستند. بسيار ديده شده كه خانمها از لحاظ هوش نه فقط با مردان برابری می كنند، بلكه گاهی در اين زمينه از آنها برتر هستند. نقطه ضعف خانمها فقط احساسات شديد آنهاست، مردان هميشه عملی تر فكر می كنند، بهتر قضاوت می كنند، سازمان دهنده بهتری هستند و بهتر هدايت می كنند، پس برتری روحی مردان بر زنان چيزی است كه طراح آن طبيعت می باشد، هر قدر خانمها بخواهند با اين واقعيت مبارزه كنند بی فايده خواهد بود، خانمها به علت اينكه حساستر از آقايان هستند بايد اين حقيقت را قبول كنند كه به نظارت آقايان در زندگي شان احتياج دارند... بزرگترين هدف خانمها در زندگي «تأمين» است. و وقتي به هدف خود نائل شدند دست از فعاليت می كشند. زن براي رسيدن به اين هدف از روبرو شدن با خطرات بيم دارد، ترس تنها احساسي است كه زن در برطرف كردن آن به كمك احتياجدارد... كارهايي كه به تفكّر مداوم احتياج دارد زن را كسل و خسته می كند...»
نكته مهم و قابل توجه اينكه جامعه شناسان و روان شناسان در مورد اصل و منشأ تفاوتهای زن و مرد با يكديگر اتفاِق نظر ندارند. برخي ازآنها وجود تفاوت بين مذكر و مؤنث را ـ جز در موارد معدود جسماني ـ رد می كنند، اما برخي ديگر بر آن اصرار می ورزند و می گويند دختر و پسر با يكديگر تفاوتهای اساسی دارند. كسانی كه به وجود تفاوتها اعتقاد دارند، در اين مسأله اختلاف دارند كه ريشه و منشأ تفاوتها چيست؟. برخی منشأ تفاوتها را عوامل ارثي و گروهی ديگر نيز عوامل اجتماعي و محيطی می دانند و غالب آنها نيز تركيب وراثت و محيط را عامل اصلي تفاوت به حساب می آورند.
از ديدگاه اسلام بسياري از اين تفاوتها ذاتی است و ريشه در علايق و عواطف و ويژگی های جسمی و روحی زن و مرد دارد. و احكام متفاوت دو جنس حاكي از اين امر است و طبيعتاً تفاوتهای اجتماعی و بعدی نيز بر اساس اختلافات ذاتی است نه امری موقّتی و روبنايی. در بعضی آيات و روايات اسلامی به اين تفاوتها اشاره شده است.
در نهايت بايد گفت به اصطلاح طرفداران حقوِق زن و فمينيستها، با تبليغ همسان سازیِ فراگيرِ هر دو جنس، آن دو را از ايفای نقش اصلی خويش باز می دارند. علاوه بر اينكه نرينه سازی رفتارهای مادينه، ارزش و اصالت را به جنس مذكّر می دهد و می كوشد تا زنان را برانگيزد كه خود را به مردان برسانند و چون آنان بينديشند و عمل كنند، و اين بی نهايت تحقير نسبت به زن است، زيرا كه به راستی معيار برتري و ارزش، مرد بودن نيست. تا نهضت زن گرايی به «مرد سازي زنان» بپردازد. زن بودن برای زنان، خود كمال و ارزش است، همان طور كه مرد بودن برای مردان كمال و ارزش است و هر كدام با انجام وظيفه خود به كمال مطلوب و سعادت دو جهان خواهند رسيد.
پرسمان
چه حکایت تلخیه از دست دادن فرزند. خیلی متاثر شدم
دلم کباب شد شهربانو جان ...چه تلخه که آدم بچهاش رو از دست بده ....خداوند به پدر و مادر داغدارش صبر بده ....از قول مادرش خوندم که از بی توجهی پرسنل بیمارستان هم بوده....خدا به آدمهای بی تفاوت به جان انسان یه وجدان بیدار بده
با نوشتار " سرمایه داری سنتی، سرمایه داری مدرن"، به روز شد.
...آیا زن ...
این بحث انونیم برای من جالب است
ولی انصافا ربطی به بلاگ شهربانو و هیچ کدام از پست های او ندارد. و بیشتر از این که یک کامنت باشد خودش یک پست مستقل و پربار از ایدئولوژی است.
دقت کنید که موصوع درست یا غلط بودن را نمی گویم بلکه این پست
در خود نکات اساسی و فراوانی دارد که با نظام ضعیفی با عجله کنار هم قرار داده شده است. .
برای مثال وجود دو قطب متخالف به نام عقل و احساس که در ذهن اکثر ما و بسیاری از قدما از بدیهیات بوده در علم امروزی، وجود ندارد.
خوب پس از همین نقطه اگر شروع کنیم که بعد بپرسیم احساس زنانه رابطه اش با عقل مردانه چیست. سوال خطابرانگیز است. نقطه ای است که بر طبق شواهد زیادی مثل خشت کج اول است که تا ثریا می رود دیوار کج. این خواننده محترم آنونیم اگر مایل هستند به شرط این که هر بار در مورد یک نکته بنویسند و بحث فکری و علمی باشد نه پیغام ایدئولوژیک، حاضرم در جای دیگری- نه این بلاگ ، در حد سواد و توانم با ایشان با هم دنبال کنیم.
برای شروع به ایشان پیشنهاد می کنم از فرضیه سوماتیک مارکر، داماسیو که در کتاب دوران سازش "اشتباه دکارت" که در سال 1995 نوشته شد شروع کنیم. او در این کتاب توصیح داده که چطور عقل و احساس ما جدای از هم کار نمی کنند و این ها به قول قدما دو قوه نیستند.
داماسیو عصب شناس است و از شواهد کلینیکی و از کشفیات علمی خودش و گروهش استفاده کرده ولی این کتاب را که گفتم برای همگان و به زبان ساده نوشته. اگر نخوانده باشد به هر کس که به این مسائل علاقه مند است توصیه می کنم. چون مبنای صدها تحقیقاتی شده که تا امروز ادامه دارد و امروزه بیشتر از قبل در جامعه علمی پذیرفته شده است.
حیف است که ما بی خبر از نظراتش باشیم ولی علاقه مند به موضوع.
از صاحب خانه هم عذر می خواهم که نقض غرض کرده و با آنونیم گفتگوی دو نفره کردم.
ولی فقط یک بار ، آن هم برای مسیر دادن.
سلام
بالاخره بعد از ماهها تونستم وبلاگ اصلي تان را ببينم !گرچه همه مطالبتان را از طريق "فيد وبلاگهاي ترك زبان ايران" پيگير بودم. از لينكتان ممنونم
هميشه براي شما آرزوي توفيق داشته ام
آقا یا خانمی که بی نام نوشتید من نفهمیدم که حقوق به "نقش" تعلق می گیرد یا به جنس بیولوژیک. اگر مسئله حقوق به خاطر انسان بودن است که هر دو انسانند. ولی اگر جنس است یعنی مثلا اگر زن کار می کند و خرج بچه را می دهد چون جنسش زن است فقط صاحب حقوق زنانه می شود. و مثلا از باباش نصف ارثیه را می برد؟ و داداشش که مسئولیت خرج کسی باهاش نیست تمام ارث را می برد؟
یعنی ستون فقرات من نمی تواند باعث گردش خون بشود پس زن هم نمی تواند بهتر از مرد مسئله ریاضی حل کند. حالا اگر استاد دانشگاه هم باشد فرق نمی کند و مثلا دانشجو وظیفه اش را وقتی بهتر انجام می دهد که از استاد مرد مسئله ریاضی بپرسد. بعدم نفهمیدم به قول خسرو اینا چه ربطی به داستان این کودک بیچاره داشت. که شهربانو نوشته.
.
نسترن جان
زنها که انسان نیستند بلکه آدمند
سلام. دارم داستان زندگی کسی را مینویسم، با کمی دستکاریی هنرمندانه البته، اصطلاحات ترکی هم زیاد داره، البته روزی ترکیاش را هم خواهم نوشت ... چه میگویم؟
منظورم این است که سلام! خوشحالم از آشنایی با اینجا و شما!
چقدر تلخ بود، چه چیز هایی رو دیدی و شنیدی شهربانو... هر وقت که پستی رو اینجا می خونم منتظر یک غیر منتظره ام .منتظر یه تجربه از آدمهای آشنا
بهترین و نیکو ترین جایگاه ارزانی مادر محترمتان باد شهر بانو جان، چه موقعیت تلخی را پشت سر گذاشته اند. چقدر تنهایی و بی پناهی در کنار آن همه آدم که داریم ومی شناسیم.از دیروز که خبر فوت سجاد را خوندم و نوشته های مادرش رو یه بغضی همراهمه، اما نمی دونم چرا با خوندن پستت که یک فرزند نابالغ وقتی از دنیا می رود به شمایل کبوتری در می آید خیالم آسوده تر شد
نمی دونم شاید این تصاویر ساخته ذهن ما هستن اما هر چه هستند زیبا و دوست داشتنی اند
خسرو عزیز
این روزها وضع یک مقدار تغییر کرده . من آرزو دارم مهر و صفا جای ادعای غیرت و ریاست را بگیرد .هیچوقت دلم نمی خواهد یکی بر دیگری زور بگوید و یا درد و مشکل طرف مقابل را درک نکند . این ربطی به زن بودن و مرد بودن ندارد . به نظر من تفاوتهای فردی نمی تواند عذر ستم را موجه کندکه آنونیم بحثش را پیش کشیده است .
شهربانو
نسترن جان
من هم با شما موافقم و البته باور دارم خدا ما را یکسان خلق کرده و تفاوتهای فردی نباید بهانه به دست عده ای بدهد .
شهربانو
سوسن جعفری عزیز
من هم خوشحالم از آشنائی با شما و وبلاک و مطالب قشنگ شما
شهربانو
سلام
شهربانوي عزيز اميدوارم كه زنده باشي وبنويسي وبلاگ شما از معدود وبلاگهايي است كه من واقعا دوستش دارم مرسي
Post a Comment