غربت نشین که شدیم ، بنا به درخواست آقا شوهر ، کلیسا زنی را به ما معرفی کرد که تا آموختن زبان و آشنائی با دیار غربت ، در کارهای اداری کمکمان کند . آن زن میان سال و قد بلند و لاغر اندام بود . از زیبائی دوچشم آبی روشن داشت
سلام شهربانو جان، يعني زنان آلمان هم براحتي و به روش زنان ما گول اين روباه ها رو ميخورن؟ من فكر ميكردم زندگي در محيط بازتر و بزرگتر باعث هوشمندي و زيركي بيشتره. راستش رو بگم منم خوشحالم كه اينجوري از دست آقاشوهرت راحت شدي. ازدست دادن اينجور آدمها افسوس نداره. افسوس از عمري كه به پاي اينها صرف ميشه و مويي كه سپيد ميشه. چقدر نمونه اين زندگي ها همينجا زياده و حتي زن اول و دوم با هم زندگي ميكنن ... هم از دست همديگه درعذابن و هم ازدست شوهراشون. و من چقدر دلم ميسوزه كه چنين زندگي غمباري رو بايد ادامه بدن تا از گرسنگي و بي كسي و تنهايي و بي آبرويي و پيشنهادات بي شرمانه در امان بمونن!
4 comments:
خانمید و بزرگ منش
سلام
شهربانو جان، يعني زنان آلمان هم براحتي و به روش زنان ما گول اين روباه ها رو ميخورن؟ من فكر ميكردم زندگي در محيط بازتر و بزرگتر باعث هوشمندي و زيركي بيشتره. راستش رو بگم منم خوشحالم كه اينجوري از دست آقاشوهرت راحت شدي. ازدست دادن اينجور آدمها افسوس نداره. افسوس از عمري كه به پاي اينها صرف ميشه و مويي كه سپيد ميشه. چقدر نمونه اين زندگي ها همينجا زياده و حتي زن اول و دوم با هم زندگي ميكنن ... هم از دست همديگه درعذابن و هم ازدست شوهراشون. و من چقدر دلم ميسوزه كه چنين زندگي غمباري رو بايد ادامه بدن تا از گرسنگي و بي كسي و تنهايي و بي آبرويي و پيشنهادات بي شرمانه در امان بمونن!
شهربانو جان سلام. چرا نمي نويسين خانم؟ يه مطلب كوتاه زنانه نوشتم.خوشحال ميشم بخونين .
سلام برشهربانوی عزیز
عجب قصه های جاندارکوبنده ای!
درود برتو باد
Post a Comment