۱۳۸۹/۰۹/۲۸

قار دوشاب



دیشب برف بارید. هم اکنون نیز برف می بارد. ولایتمان سفید سفید است. چقدر زیباست این سفیدی.

برف سفید ، قار دوشاب مادربزرگم را به یادم می اندازد.

*

قار : برف

دوشاب : شیره انگور

*

مرحوم دبیر تاریخمان وقتی می خواست به کسی بگوید لوس نشو و ادا درنیار ، با خشم می گفت : « دوشابلانما گؤروم.»

*

۴ نظر:

ناشناس گفت...

شب بخیرخوش بحالتان که داریدبرف میبینیدتوشهرماسالهاست که برف نیومده میترسم اخرسریادم بره که چه رنگ وبویی داشت.دلت گرم سرت خوش باد...محمود

پگاه گفت...

زمستان است....

ناشناس گفت...

سلام ...
مادرم که او هم دختری متولد ماکوست، با خواندن این نوشته ها به آن دوران رفت و کلی برایش جالب بود و بعضاً هم آغلامالی! من هم می خوانم م برایش می برم تا او هم بخواند. موفق باشی و پایدار

ناشناس گفت...

سلام ...
مادرم که او هم دختری متولد ماکوست، با خواندن این نوشته ها به آن دوران رفت و کلی برایش جالب بود و بعضاً هم آغلامالی! من هم می خوانم م برایش می برم تا او هم بخواند. موفق باشی و پایدار