‏نمایش پست‌ها با برچسب گلایه بچه ها. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب گلایه بچه ها. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹/۰۴/۲۷

پسرک شیطون بلا

شیطون بلا پسرک بازیگوش و پر جنب و جوش دبستانی است. چند روز پیش مژده داد که شاگرد ممتاز شده است و من باید به قول خودم عمل کنم و جایزه دلخواهش را برایش تهیه کرده بفرستم. بعد از تبریک و اظهار خوشحالی پرسیدم :« شاگرد اول شدی ؟»
با یک کمی شرح حال و تعبیر و تفسیر گفت :« اول اول که نه! یک کمی به اول مانده .»
متن کامل

این یکی وبلاک

آن یکی وبلاک

۱۳۸۸/۰۳/۰۳

حکایت اسباب بازی عباس

یا شکایت عباس
عباس کلاس اول راهنمائی است. او از دست پدر و مادر و عمه جانش و دیگر بزرگترها دلخور و عصبانی است. درد دل می کند می پرسد : اگر وسایل شخصی شما را ما برداریم و به یکی هدیه کنیم خوشتان می آید ؟
جواب می دهم : نه
باز می پرسد اگر مهمانتان بیاید و وسایل شخصی شما را بردارد و ببرد خوشتان می آید؟
جواب می دهم : این فرق دارد . گاهی مهمان از وسیله ای که داریم خوشش می آید و ما به او هدیه می کنیم.

متن کامل

لینک در بلاگ نیوز

۱۳۸۷/۱۰/۰۹

گلایه یک دختر خانم دبستانی

سهیلا ، دختر دبستانی و فرزند کوچک یکی از دوستانم هست. دیروز که داشتم تلفنی با مادرش صحبت می کردم ، او هم دلش خواست که با من چند کلمه حرف بزند. گوشی را از مامانش گرفت و شروع به گلایه کرد. یکنواخت حرف می زد و از بابا و مامانش شکایت می کرد . پرسیدم : سهیلا جان چی شده ؟ مگر مامان و بابات چی کارت کردند که اینقدر از دستشان عصبانی هستی ؟

متن کامل