2009/07/27

سوم شعبان بود

تابستان بود ، دخترمدرسه ای بودیم ، سوم شعبان بود ، خانه مان مجلس روضه بود ، ملا آمد و روضه نخواند بلکه چند آیه خواند و صلوات فرستاد و گفت روز مولود است و گریه روا نیست. فاتحه خواند و رفت. ما ماندیم و یک عالمه مهمان و کلوچه اهری و نازک چیده شده بر دیس های چینی مادر و چائی گلاب .

متن کامل

*

قصیده ضد خشونت

شیرین عبادی در آمستردام

*

این دوبیتی نق نقو خواندنی است.

آدام وار آداملارین نقشیدی

آدام وار ایشّک اونّان یاخچیدی

آدام وار دیندیرنده جان دییر

آدام واردیندیرمَسَن یاخچیدی"

*

3 comments:

افرا و پاییز said...

یادش چندان به خیر نباشه اون روزهایی که خندیدن ما را با دلشاد کردن دشمن یکی می دیدند! یادش به خیر نباشه که حتی کف زدن هم مکروه بود و بهتر بود توی مولودی ها دو انگشتی کف بزنیم! اما یاد شاهگلی به خیر

Anonymous said...

خانم محترم

حیف آن جایزه ای که بنا به سیاست کشورهای ضد دمکراسی و امپریالیسم به افراد خائنی چون تبادی داده شده است . این را همگان میدانند که ایشان هم ذرای خود سینه میزند نه برای ملت .

بیتا said...

باسلام من بیتا هستم از ایران با وبلاگ شما از طریق وبلاگ امیریه اشنا شدم وبسیار خرسندم واز نوشته هاتون لذت میبرم برای شاد شدن در ایران دیگر به هیچ چیز نمیشه اعتنا کرد البته در این برهه از زمان چون در ایران معنی کلمه شادی کلا از کتاب اول دبستان حذف شده وبجای ان با کلمه غم پرشده