بعد از ظهر یک روز زمستانی ، تازه به اتاقم رسیده بودم که خانم زر وارد شد و گفت : خانم معلم پاشو به عروسی می رویم . گفتم : کسی دعوتم نکرده است . خندید و گفت : چه دعوتی ؟ برای عروسی که دعوت لازم نیست . نمی خواستم بروم اما او باز خندید و گفت :
آدم کشی را کریمینولوژیست ها داخلی ترین جنایت توصیف کرده اند یعنی بیشتر از همه انواع حنایات بین افراد صمیمی اتفاق می افتد . معلوم شده ازدواج های ترتیب داده شده و ضعشان با ازدواج های عشقی و دلبخواهی فرق ندارد. من یک نظر فوری می تونم بگم اگر در سنت جا برای ابراز احساسات باز تر باشه بخصوص برای زن این جور اتفاقا ممکنه کمتر بیفته. مثلا شکل غذا خوردن و رقصیدن همش تو فضای پر تنشه ولی لباس پوشیدن این طور نیست و راوی احساس راحتی می کنه و دید مرسوم رمانتیک " روستایی بهتر از شهریست " رو مستقیما تبلیغ می کنه..
واقعا باعث تاسفه که اکثر دخترها در روستاها قربانی افکار مسخره و مرتجعانه رایج میشوندو مجبورند تمام عمر به خاطر ترس از آبرو و حرف مردم عذاب بکشندو دم برنیاوند.
مدتها بود لینکات در لیستم بالا نیامده بود و به حساب کمکاریات در نوشتن گذاشته بودم تا الان اتفاقی دیدم در لیست شهلا (شرف) بالا آمدهای - متوجه شدم آدرس وبلاگات عوض شده بوده و من بیخبر.
خوشحالام که باز به سراغات میآم و خوشحالتر که کلی مطلب برای خواندن هست.
salam gayagiziye aziz, omid kekhob va khosh bashi, rasti az vagti ke be in khuneye jadid umadeii, comment gozashtan kami barayam sakht shode, va nemidanam chera coment hayam sabt nemishavad, ?? vali be har hal man hamishe hameye khaterate ziabayetan ra mikhanam, in yeki ham mesle un yeki neveshtehayetan ziba va fasih bud, nemidanam chera har dafe ke neveshtehayetan ra mikhanam , 1 hesse ajibi behem dast mide, hessi ke mige ,gayagizi ra mishnasi, in shere Ali Bala ra ham man kheyli dust daram, rastesh durane daneshjuii 1 dust pesari dashtam ke esmesh ali bud va man hamishe in ahang ra barash mikhuna, albatte be shukhi, vagarne sedaam koja bud!! :-)), montazere neveshte haye baditun hastam
سلام منیژه جان . از محبتی که به من داری خیلی تشکر می کنم . راستش را بخواهی من هم نسبا به شما چنین احساسی دارم . و فکر می کنم فامیل هستیم . میدانی حامد ماکوئی از دوستان پدرم است . پدرم تعریف می کرد که در مسافرت اخیرش به تبریز با آقای حامد ماکوئی که اسم اصلی اش میرعلی موسوی است در مورد من حرف زده است و گویا ایشان هم اسم مرا شنیده اند . وای چقدر تاسف خوردم . آب دئر کوزه و ما تشنه لبان می گردیم . پدرم گفت من کف دستم را بو نکرده بودم که تو یا اشعار حامد آشنا و علاقمند به کتابهایش هستی و گرنه حداقل کتابهایش را از خودش می گرفته و برایت می فرستادم . ای کاش خود ایشان لطف کنند و وبلاکم را پیدا کنند و دو کلمه برایم بنویسند و نقد کنند . تگر از ایشان مطلب جدید پیدا کردم برایت می نویسم . شهربانو
شهربانو خانم عزیز: با سلام فکر می کنم ایمیل شما اشکالی پیدا کرده است. چون با شما کاری داشتم و برای شما ایمیل زدم که به من برگشت. دو باره فرستادم که باز هم برگشت. نمی دانم چگونه می توانم با شما تماس بگیرم. لطفا به من خبر بدهید. ایرج
شهربانو خانم: با سلام همین الان چک کردم هاتمیل آلمان انگار اشکال دارد چون به آدرس دیگری در هاتمیل اینجا ایمیل فرستادم رسید. اگر ایمیل دیگری داری به من خبربده.یا این که در یاهو یک ایمیل تازه درست کن.
شهربانو عزیز سلام وقتی دیدم از عروسی روساییان می گویی خوشحال شدم ما پایان داستان عزا از آب درآمد. ای کاش اینها فقط قصه می بود. من هم به روز شدم با متنی متفاوت یکی دو هفته ای است که هستم و نیستم.. در ضمن چند وبلاگ دوستان تبریزی پیدا کرده ام که نشانی آنها را برایت می فرستم. حتم دام می پسندی شان
سلام ممنون که لطف کردین و به من سر زدین .امیدوارم که روزی برسد که هر کس آنطور که دوست دارد زندگی کند نه آنطور که دیگران برایش رقم میزنند .دوستدار شما پرنیان
16 comments:
آدم کشی را کریمینولوژیست ها داخلی ترین جنایت توصیف کرده اند یعنی بیشتر از همه انواع حنایات بین افراد صمیمی اتفاق می افتد . معلوم شده ازدواج های ترتیب داده شده و ضعشان با ازدواج های عشقی و دلبخواهی فرق ندارد. من یک نظر فوری می تونم بگم اگر در سنت جا برای ابراز احساسات باز تر باشه بخصوص برای زن این جور اتفاقا ممکنه کمتر بیفته. مثلا شکل غذا خوردن و رقصیدن همش تو فضای پر تنشه ولی لباس پوشیدن این طور نیست و راوی احساس راحتی می کنه و دید مرسوم رمانتیک " روستایی بهتر از شهریست " رو مستقیما تبلیغ می کنه..
واقعا باعث تاسفه که اکثر دخترها در روستاها قربانی افکار مسخره و مرتجعانه رایج میشوندو مجبورند تمام عمر به خاطر ترس از آبرو و حرف مردم عذاب بکشندو دم برنیاوند.
سلام خانم گل.
مدتها بود لینکات در لیستم بالا نیامده بود و به حساب کمکاریات در نوشتن گذاشته بودم تا الان اتفاقی دیدم در لیست شهلا (شرف) بالا آمدهای - متوجه شدم آدرس وبلاگات عوض شده بوده و من بیخبر.
خوشحالام که باز به سراغات میآم و خوشحالتر که کلی مطلب برای خواندن هست.
مراقب خودت باش نازنین.
salam gayagiziye aziz, omid kekhob va khosh bashi, rasti az vagti ke be in khuneye jadid umadeii, comment gozashtan kami barayam sakht shode, va nemidanam chera coment hayam sabt nemishavad, ?? vali be har hal man hamishe hameye khaterate ziabayetan ra mikhanam, in yeki ham mesle un yeki neveshtehayetan ziba va fasih bud, nemidanam chera har dafe ke neveshtehayetan ra mikhanam , 1 hesse ajibi behem dast mide, hessi ke mige ,gayagizi ra mishnasi, in shere Ali Bala ra ham man kheyli dust daram, rastesh durane daneshjuii 1 dust pesari dashtam ke esmesh ali bud va man hamishe in ahang ra barash mikhuna, albatte be shukhi, vagarne sedaam koja bud!! :-)), montazere neveshte haye baditun hastam
سلام منیژه جان . از محبتی که به من داری خیلی تشکر می کنم . راستش را بخواهی من هم نسبا به شما چنین احساسی دارم . و فکر می کنم فامیل هستیم . میدانی حامد ماکوئی از دوستان پدرم است . پدرم تعریف می کرد که در مسافرت اخیرش به تبریز با آقای حامد ماکوئی که اسم اصلی اش میرعلی موسوی است در مورد من حرف زده است و گویا ایشان هم اسم مرا شنیده اند . وای چقدر تاسف خوردم . آب دئر کوزه و ما تشنه لبان می گردیم . پدرم گفت من کف دستم را بو نکرده بودم که تو یا اشعار حامد آشنا و علاقمند به کتابهایش هستی و گرنه حداقل کتابهایش را از خودش می گرفته و برایت می فرستادم . ای کاش خود ایشان لطف کنند و وبلاکم را پیدا کنند و دو کلمه برایم بنویسند و نقد کنند . تگر از ایشان مطلب جدید پیدا کردم برایت می نویسم . شهربانو
شهربانو خانم عزیز: با سلام فکر می کنم ایمیل شما اشکالی پیدا کرده است. چون با شما کاری داشتم و برای شما ایمیل زدم که به من برگشت. دو باره فرستادم که باز هم برگشت. نمی دانم چگونه می توانم با شما تماس بگیرم. لطفا به من خبر بدهید. ایرج
شهربانو خانم: با سلام همین الان چک کردم هاتمیل آلمان انگار اشکال دارد چون به آدرس دیگری در هاتمیل اینجا ایمیل فرستادم رسید. اگر ایمیل دیگری داری به من خبربده.یا این که در یاهو یک ایمیل تازه درست کن.
خدا کنه این افکار تا حالا دیگه تغییر کرده باشه وبه هیج دختر وخانمی ظلم نشه ....خیلی متاسف شدم
شهربانوی عزیزم
بازهم معذرت میخوام که نگران و ناراحتت کرده ام.
خیلی بیشتر از آنچه که می دونی دوسست دارم
shahrbanoo jaan,
baba maa ham del daarim bii ensaaf, hekaayatathaayat naabood mikone.
baa eshghoo aroosi shoro mikoni va dar chand khatte aakhar aanchonnan zarbeh kaari vaared mikoni keh aah az nahaad adam boland mishavad.
asmae baade saba deyma tellara tellara
bir joot sonnay ande gollara gollara
beh geja, bajiimnan keh alti eildeh
ghormashesham belasiineh, daaneshdiim va oonnan sora gladim yazdiighiive okhodom, daay taaghat gatirmadim ekhteyarsiiz aaghlaadim
hichkasa goojiim chatmeyandaa, allah diiyaram, birdane jaan veribsan ooneda aal aamma alchak
beh daaghiin ooyoozanda jeyraan gazar doozanda
man yara neynamisham ghosha khaal vaar oozanda
jeyraaniim tarlaaaniim harda ghaaldi galmadi
vaght ghaaraaldi ghalmadi
شهربانو عزیز سلام
وقتی دیدم از عروسی روساییان می گویی خوشحال شدم ما پایان داستان عزا از آب درآمد. ای کاش اینها فقط قصه می بود.
من هم به روز شدم با متنی متفاوت یکی دو هفته ای است که هستم و نیستم..
در ضمن چند وبلاگ دوستان تبریزی پیدا کرده ام که نشانی آنها را برایت می فرستم. حتم دام می پسندی شان
سلام
ممنون که لطف کردین و به من سر زدین .امیدوارم که روزی برسد که هر کس آنطور که دوست دارد زندگی کند نه آنطور که دیگران برایش رقم میزنند .دوستدار شما پرنیان
"SAARI GALIN"...jeddan ashoftegie man,gharghe tafakkore to mishavad. saboori kon ke ajib minevisi!
آخ جون از پرشين بلاگ كوچ كردي .. نميدوني چقدر نظر دادن تو پرشين بلاگ سخته .. موفق باشي و
سلام .. عروسي آخ جون .. هورا .... اوووو .. بروزم و منتظر
آرمین عزیز اگر شعر ترانه (هارداقالدی گلمه دی ) را کامل می دانید و اینجا بنویسید از شما متشکر می شوم . شهربانو
Post a Comment