
عصری می خواستم کیک بپزم. آرد و شکر و تخم مرغ و کره و ... همه را روی میز چیده و دست به کار شدم. داشتم شکر را داخل ظرف می ریختم که انار خاتون زنگ زد. صدای متاثرش خبر از اتفاقی ناگوار می داد.
*
چشم من بیا منو یاری بکن
گونه هام خشکیده شد کاری بکن
*
دلم خوش نیست غمگینم برادر جان
*
و سرانجام آشیق زولفیه با من ناله سر داد
اویان قربان اولوم اویان قارداشیم
*
برای همه عزیزان و هموطنانم که داغ خواهر و برادر و عزیزان دیده اند صبر آرزو می کنم. روح درگذشتگان همه تان شاد. خدا به پدران و مادران داغ دیده صبر عطا فرماید.
13 comments:
سلام خانم شهربانو :
ازدرگذشت برادر دوستتان متاسفم . خدا به این تازه درگذشته و نیز برادر مرحوم شما رحمت نماید . همانگونه که نوشته اید گاهی کسی از دنیا میره آدم را بیاد عزیزان از ست رفته اش می اندازد و خاطرات زیاد عزیزان در زندگی و تجدید آن خاطرات وقتی که میدانی برای همیشه از جمع ما رفته اند واقعا درد آور و طاقت فرسا است .
امیدوارم خداوند به شما و دوستتان که برادر سی ساله اش از دست داده صبر و شکیبایی و تحمل این مصائب را بدهد .
برادرم را از دست نداده ام اما داغ پدر عزیزم که برایم مونس و غم خوار بود بر دلم سنگینی میکند میدانم چه میکشی شاید هم ندانم اما غمت را حس کردم و بغضی که از صبح بر دلم سنگینی میکرد اشک شد .
درد دل برادر مرده را برادر مرده می داند
شهر بانو جان الهی که هیچ خواهری داغ برادر نبینه که داغش تا زنده هستی و نفس میکشی باهات هست .
با نوشتههای امشبت ضجه زدم کاش میشد کاری کرد کاش میشد یه بار فقط یه بار صورت قشنگ برادرم رو میبوسیدم و بعد اونم بهم میگفت بس دیگه مگه چند وقته ندیدیم
برای دوستت هم صبر از خدا میخوام بهش بگو شریک غمش هستم .شهر بانو جان من کوچکتر از این هستم که نصیحت کنم ولی من اینجور وقتها سعی میکنم به خاطرههای خوبی که ازش دارم فکر کنم لطفا تو هم اینجور باش این ترانه هم که دل داغ ندیده رو ریش میکنه چه برسه به ما که ..
میبوسمت عزیز
شهربانو جان. وقتي مصبتي براي آدم پيش مي آيد خداوند صبر و تحملش را هم مي دهد .از خدا براتون صبر بيشتري رو مي خوام.
بقای عمر شما
سلام برایتان صبر ارزومندم وسلامتی شما و برای برادرمرحومت از خداوند قرین رحمت برایش
با سلام و تسلیت از غم برادرتان
و سپاس از محبت شما مه وبلاگ مرا به لینکهای خود اضافه کردید
بخشی از نوشته تازه را تقدیم میکنم:
................
به یغما برده اند
عشق و صلح و آزادی را
از سرزمین مهر
اهریمنان خودکامگی
با جنایت و دروغ
با فریب و مکر و خرافه و بیداد
با شکنجه و تجاوز و شلاق
با چوبه های دار
در سرزمین مهر
اشکها ز دل جاریست
درد با رنج و فقر
خشم با نفرت و کین
با نفرین
اشک شادی نمانده است
در کوچه ها
گزمه های دیکتاتوری
برای هر اسیر
از خیل مردمان
که فریاد میکشند
پاداش نقد و جایزه میبرند
با سلام در وبلاگ من به این ادرس سر بزنید و پیش نویس قانون اساسی نوین را برای مطالعه دانلود کنید.
حقوقدانان جنبش سبز مردم ايران
اولين پيش نويس قانون اساسی نوين
نوازش های پر خواهش بار دیگر نوشت...
گوش کن در پس کوچه اعتراض ها را با گلوله معامله میکنند
آپم [گل]
از دست دادن همیشه دردناکه ، چه برسه که اون چیزی که از دست میدی برادرت باشه... یادش که در خاطرت زنده باشه انگار خودش هم حضور داره
بانو جان
منو در غم خود شریک بدون. می دونم دور از همه عزیزان زندگی کردن در میان این ابر ومه و باد و سرما، تنها اندوه را یاآوری می کنه. اما زندگی کن و طعم شیرین اونو بچش. لذتی داره بانو وقتی کسی نیست تا اشک های آدمو رو از گونه بر گیره. اون وقت خودتی و خودت
آنونیوم عزیز
روح پدرتان شاد
*
روشنائی جان
خدا عزیزانت رو حفظ کنه
Post a Comment