2009/10/13

حافظ

طیبه یکی از همکلاسی های ما بود. با دلی خوش به مدرسه می آمد. می دانست کلاس نهم که تمام شود خانه دار خواهد شد. والدینش می گفتند همین که نه کلاس درس خواند و خوب و بد را از هم تشخیص داد کافی است. مادربزرگش می گفت :« آخر کار دختر رفتن به خانه شوهر و شستن کهنه و لباس بچه و جارو کردن و پختن است. حالا چه خانه دار باشد چه دکتر و پروفسور و رئیس اداره.» ما همکلاسی ها که دور هم جمع می شدیم ، از این افکار و نظرات بزرگترها انتقاد می کردیم.

متن کامل

10 comments:

پریا said...

شهربانو نازنینم منو به یاد دوران دبیرستان و فال حافظ انداختی.چقدر حکایتها رو شیرین می نویسی من هیچوفت از خوندن حکایتهای تو سیر نمیشم.

Anonymous said...

سلام
رسيد مژده که ايام غم نخواهد ماند
چنان نماند چنين نيز هم نخواهد ماند

روشنايي صبح said...

دلم سوخت شهربانو جان.خدا هركس مادربزرگ خيلي خوب دارد برايش نگه دارد.مادر بزرگ پدري من هم زن بسيار فهميده ايست.من هم حافظ را باز كردم تا براي شما چيزي بنويسم.

زكوي ميكده دوش به دوشش مي بردند امام شهر كه سجاده مي كشيد بر دوش
اميدوارم خوشتان آمده باشد.
@-ِ

افرا و پاییز said...

ولی من مطمئنم که زمانه به نفع ما پیش می رود. دنیا دیگر جایی برای افکار فسیلی ندارد..

شهربانو said...

پریا جان
ممنونم از محبتت . شما لطف داری عزیزم.
راستی چی بر سر وبلاکت آوردی ؟ حذفش کردی ؟ حیف شد
*
مارال جان
این هم بیت آخرش
ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ
که نقش مهر و نشان ستم نخواهد ماند
*
روشنائی جان
البته که خوشم می اید
دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات
مکن به فسق مباهات و زهد هم مفروش
*
افرا جان
خوشحالم از این که دنیا جائی برای افکار فسیلی ندارد. امیدوارم فسیل از همه جای دنیا رخت بربندد
*

Anonymous said...

در ميخانه ببستند خدايا مپسند
که در خانه ی تزوير و ريا بگشايند

دختر بختیاری said...

سلام شهربانوی عزیز مدت زیادیه که ازت بی خبرمخیلی دلم برات تنگ شده بود همیشه به یادت هستم عزیزم خیلی خوشحالم که تونستی کتابتو به جاپ برسونی کتاب شما واقعا خوندن داره مشتاقانه منتظر خوندن کتاب شما هستم امیدوارم هر جا هستی اوضاع بر وفق مرادت باشد شاد و موفق باشد خیلی دلم برا خوندن نوشته هات تنگ شده بود سلام به بچه هات هم برسون

Anonymous said...

برای پاک کردن نوار بالا به این آدرس یک سر بزن
http://akihon.com/324/remove-blogger-navbar/

artash-kiazar said...

سلام دوست عزیز خسته نباشی.یه سر هم به وبلاگ (شاعر سه زبانه) بزن.اگه امکانش هست وبلاگم رو لینک کنین.مرسی(آرتاش کیاذر)

بامداد راستین said...

آخی ظاهرا واسه خیلی چیزها باید شکرگزار باشیم