2009/01/24

با حیوانات مهربان باشیم

آن قدیمها که ما بچه محصل بودیم ، هر روز صبح زود داداش بزرگ همراه پسرخاله بزرگ که همسایه بغل دستمان بود از خانه بیرون می رفت و نان بربری یا نان لواش تازه می خرید و می آورد. گاهی وقتها هم نان سنگک می خرید. صف نان سنگک همیشه طولانی بود. انصافن این نان سنگک تبریزی آن هم برای صبحانه جان می داد. تازه خمیر و مواد زایدش هم زیاد درنمی آمد. اندازه اش هم بزرگ و پربرکت بود.

**

متن کامل

**

لینکهای داغ را در بالاترین بخوانید.

**
آقای ضرغامی با شما هستم

چرا مثل امام جمعه کاشمر کم داریم؟

شرکای مظلوم حیات

حمایت از حیوانات بی خانمان

کوچ نکردم تا کوچ کردن را بیاموزد

همسایه عزیز و کوچک کوچه ما

کمک به قوهای فریدون کنار

اگر حیوانات اطراف ما از زندگی مان حذف می شدند

خدایا کفر نمی گویم

زیستن حق طبیعی حیوانات است

حیوان آزاری

آزار حیوانات یک نشانه است

ما و حیوانات

مهربان باشیم

لباس ها تهیه شده از پر مصداق حیوان آزاری

**

در دنباله

در بالاترین

16 comments:

Anonymous said...

متاسفانه این سنت یا فرهنگ حیوان ستیزی در باورها و آموزشهای غلطی ست که سالها با ما همراه بوده
خوشحالم که دوستان عزیزی چون شما که قلم تاثیرگذاری دارند به مهم توجه نشان داده اند

Anonymous said...

شهربانوسادات سلام,خوشحالم که با قلم تاثیرگذار خود درباره مهربانی با حیوانات نوشتید . کاملا با صحبتهای شما موافقم-(. من این سخن « این همه آدم فقیر و این همه بچه گرسنه است و شما به فکرحیواناتید ؟ » را نمی پذیرم. به فکرآدمهای فقیرو گرسنه بودن هیچ ضدیتی با توجه به حیوانات ندارد--).من که عاشق حیواناتم و با اینکه حرفهای زیادی شنیدم, نمی تونم حیوانات مظلوم را نادیده بگیرم. . . بیزیم اومیزد سیزین چیمین پیشیهی سوویورلر. سنین آتان چمین منم ددم پیشهی غذا وریر. سیزین آتان چیمین دانیشیر ..من که تا میتونم به این گربه های گرسنه و بی دفاعی که مورد آزار اهالی محل هستند. غذا میدهم و نادیده نمیگیرم..غذا دادن به انواع پرندگان و کلاغ که همیشه جزو برنامه خانه ماست. خدا کند که روزی برسه که همه ایرانیان حس رحم و عطوفت نسبت به زبان بسته های خدا این مخلوقات زیبای خدا داشته .باشند آمین

اقاقیا said...

شهربانو جان
مرسی عزیزم از ین همه لطقت،فرصتی داشته باشم قطعا خواهم نوشت،ازگربه دوران کودکی ام و از طوطی دوران بزرگسالی ام

Anonymous said...

با درود و آرزوی بهترین ها برای شما هموطن نادیده عزیز و گرامی ام
احترام به مخلوقات بی زبان احترام به خالق مهربان است . به امید روزی که شاهد هیچ حیوان دردمند و آواره و گرسنه ای نباشیم .
طبیعت نگهدارتان باد .

اقاقیا said...

شهر بانو جان نوشتم عزیزم

Anonymous said...

آيت‌الله مكارم شيرازي در ديدار رييس سازمان ثبت اسناد و املاك كشور گفت: امروز مهريه‌هاي سنگين يكي از اساسي‌ترين مشكلات جوانان شده است.

به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني دفتر آيت‌الله مكارم شيرازي، وي با بيان اينكه يكي از شروط مهريه عندالمطالبه بودن است،‌ افزود: هم اينك بيشتر جوانان در زمان ازدواج با مشكل مالي روبه‌رو هستند؛ به گونه‌اي كه زندگي مشترك خود را با وام قرض الحسنه آغاز مي‌كنند؛ در حالي كه حين عقد ازدواج به راحتي ثبت مهريه‌هاي سنگين را مي‌پذيرند.

وي خاطر نشان كرد: برخي از جوانان در آغاز زندگي مشترك پس از گذشت اندك زماني با برخي اختلاف‌هاي خانوادگي روبه‌رو مي‌شوند و اين اختلاف‌ها در نهايت به طلاق منجر مي‌شود و بايد در اين زمان شوهر مهريه سنگين را بپردازد؛ در حالي كه هزينه پرداخت مهريه سنگين براي او ممكن نيست.

مکارم شيرازي افزود: بر اساس برخي قوانين موجود با درخواست زن براي پرداخت مهريه، اين مبلغ به صورت قسطي در مدت طولاني پرداخت مي‌شود و با توجه به احكام شرعي از زمان پرداخت نخستين قسط مهريه، زن بايد به وظايف شرعي خود در مقابل همسرش عمل كند؛ ‌در حالي كه چنين پيش‌بيني از سوي قانون ديده نشده است.

وي تأكيد كرد: در اين زمينه با رييس قوه قضاييه مذاكراتي داشته‌ايم و اميدواريم در آينده نزديك اين مشكل تا حدودي حل شود.

وي گفت: مهريه‌هاي سنگين و پذيرش آن سبب شده است، برخي از دختران به عنوان ابزار و تامين منابع مالي خود جوانان را مجبور به پذيرش كنند و پس از مدتي درخواست طلاق و اجرايي شدن مهريه كنند.

Anonymous said...

من قتل عصفورا بغير حق ساله الله عنه يوم القيامه
رسول اكرم (ص)
کسی گنجشکي را بنا حق بکشد خدا از وي در روز قيامت بازخواست ميکند
......

Anonymous said...

سلام،

در روایت دیگری از پیامبر اسلام خوانده ام:

اگر فردی گربه ای را بر رَدای خویش خوابیده یافت اگر ردایش را بریده و جدا کند بهتر از آنست که خواب گربه را بر هم زند و برآشوبد.

من نیز درگیر درمان گربه ای زخمی و خیابانی هستم و در این مورد مستاصل شده ام چون روشهای درمانی ام تا کنون جواب نداده است.

درباره اهمیت حیوانات نیز مطالبی نوشتم و چند ترجمه با تیتر : گربه، انسان، ادیان

Anonymous said...

hejab-diary.blogfa.com شما دعوت شده اید به وبلاگ مسئله ای به نام "حجاب"

سـلام………………………………… ۞ ………………… ۞
……………………………………//__)) …… ۞ ………………… ۞
……………………………… ……//……………۞ ………………… ۞
…………………۞…۞…۞ … … ………… ۞ …۞۞۞ …… ۞………۞۞۞
… ۞۞۞……۞…۞…۞……۞ … … …۞ …۞……۞……۞………………۞
…۞………۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞……۞……۞……۞۞۞۞………۞
….۞…….۞………………………………………………………………۞……۞…………………۞
…….۞.۞.…………………………………………………………۞……………۞۞۞۞۞۞۞
…………………………………………………………………………۞
………………………۞۞۞۞……………۞۞۞۞…………۞
…………………….۞۞……۞۞………۞۞……۞۞.…….۞…….۞.……………….۞
بــــه نــــام……۞۞…………………۞۞……………………….۞…….۞…………………۞
…………………۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞.……۞۞۞۞۞۞۞

…………………………………………………………۞…………………………………۞

… کمتر کسی از آن به عنوان یک مسئله سخن می گوید!

خیلی دلم می خواست با این دو دختر حرف بزنم و بفهمم زمانی که پدر یا مادر آنها بهشان گفته اند دیگر باید چادر سر کنند، چه استدلالی برای این دستور آورده اند؟ مثلا مادر گفته است: چون من چادر سر می کنم تو هم باید سر کنی؟ یا اینکه که برای محافظت از خودت باید چادر سر کنی؟ هرکدام که باشد، یک واقعیت روشن است و آن اینکه "چادر موروثی"، و اساسا حجاب موروثی، آن هم برای دختری که با هر منطق و عقل سلیمی هنوز یک کودک است، یکی از غیرانسانی ترین شیوه های اجبار است که برخلاف اجبار حکومتی حجاب که همه می بینند و درباره اش حرف می زنند، آنقدر پنهان است که حتی وقتی فمینیستها یا محققان مسائل زنان خشونتهای خانگی را که دختران دچار آنند فهرست می کنند، جایی در آن فهرست پیدا نمی کند.
شما هم از تجربه خودتان و دوروبری هایتان درباره چادر بنویسید.

……جایزه!……
بهترین کامنتی که از دوستان بجا بمونه با ذکر نام و مشخصات نویسنده ش
در تبلیغات بعدی من گنجانده میشه. حضور شما موجب امتنان خاطر اسـت.
…………………

کامنت گذار: سید حسین متولیان
آدرس: botgar.persianblog.ir
نکته جالب به نظر من اینه که این تفکیک ذهن ما رو آماده میکنه که به هم به چشم انسان نگاه نکنیم. وقتی یه دختر و یه پسر همدیگه رو میبینن بجای اینکه فارغ از جنسیت به انسان بودن طرف مقابل دقت کنند دقیقا روی جنسیت زوم میکنند. دوست دختر و دوست پسر تو همین فرهنگ شکل میگیره. فرهنگی که نمیتونه بگه دوست. انگار بزرگترین مرز برای دوستی جنسیته. این فاجعه است.

Anonymous said...

نزدیک به یکماه است که وحید شیخ بیگلو از فعالین دانشجوئی آذربایجان در دانشگاه آزاد تبریز به جرم فعالیتهای هویت طلبانه در بازداشت بسر می برد. علیرغم اعتراضات مختلف و صدور بیانیه سه تشکل دانشجوئی این دانشگاه مسئولین امنیتی همچنان به بازداشت وحید ادامه می دهند. از گوشه و کنار شایعاتی مبنی بر آماده شدن دانشجویان جهت برگزاری تجمعات اعتراض آمیز در این دانشگاه بگوش می رسد. سایت اویرنجی وابسته به جنبش دانشجوئی آذربایجان جهت موشکافی حوادث اخیر پای صحبت آراز سلماسلی از فعالین مستقل این دانشگاه نشسته است.

Anonymous said...

ممنون شهربانوی عزیز
لینکها را اضافه کردم

Anonymous said...

باسلام وخسته نباشید به شما:شهربانوی عزیز,دوست محترم دنیای مجازی وهم زبان گرانقدر,ازاینکه می بینیم به دوام وبقای حیات وطبیعت که حیوانات نیزجزلاینفک آن هستند .بر خوردی این چنین صمیمی ومهربان دارید .بسیارخرسندم چرا که آنان نیزچون ما نیازمند محبت وحمایت اند,علاوه بر آن بقای آنان بقای طبیعت است وبقای طبیعت هم نیازحیات بشری یت است .ازمن خواستید دراین زمینه مطبی بنویسم , از این رو سعی می کنم دراولین فرصت مناسب به قول خویش وفا کنم.درضمن از اینکه نمی توانم به روانی وراحتی به زبان خودمان بنویسم, البته نقصانی است بسیاربزرگ وحدیثی به قامت تاریخ که شما بهترزمن می دانید . ازاینکه پیام ام بیش از حدمعمول طولانی شد بخشید.

زنده وپایدار باشید نوید

خاتونك said...

مرسی شهربانو جان که منم دعوت کردی تا بنویسم. متاسفانه من رابطه خوبی با حیوانات ندارم ولی حیوان آزار هم نیستم. مثل شما که در کودکی برای پرنده ها خرده نان میریختین عادت دارم که ته مانده غذا را برای پرنده ها توی باغچه بریزم. فقط همین

Anonymous said...

شهربانوی عزیز، نوشته‌ی زیبایی بود. اخبار و نوشته‌های وبلاگستان این روزها ذهنم را حسابی به حیوانات مشغول کرده.خاطرات کودکی دوباره زنده شدند و باعث شدند منهم در این باره بنویسم. از این گذشته خوشحالم که با وبلاگ و نوشته‌های شما آشنا شدم.
منهم بچه که بودم هر سه کتاب قصه‌های من و بابام را داشتم و بارها و بارها خوانده بودمشان. امروز افسوس می‌خورم که چرا آنها را با خودم نیاوردم. مثل خیلی چیزهای دیگر در ایران ماندند و از بین رفتند.

Anonymous said...

سلام..با خواندن وبلاگ شما و چند نفر از دوستان خوبم..خاطرات تلخی از حیوان کشی که گوشه ذهنم خاک خورده بود به یادم آمد.. ما فراموش کردیم که انسان باشیم..از مطلب زیبای شما هم لذت بردم

Anonymous said...

شهربانو جان نه گربه ای مانده نه کلاغی شاید اگر چند کسبه دلسوز نبودند همین چند تا هم نمی ماندند. همه فرار کرده اند