2008/11/10

سارا ترانه ماندگار آذربایجانی

آپاردی سئللر سارانی ، بیر اوجا بویلو بالانی
وبلاک امیریه ترانه معروف و ماندگار « سارا » را از یوتیوب پیدا و لینک کرده است . این ترانه را سالهاست که می شنویم و کهنه نمی شود . هر ترانه ای مناسبتی و حکایتی برای سروده شدن دارد. در مورد ترانه سارا نوعروسی که خود را داخل رودخانه عمیق غرق کرد( خودکشی کرد ) ، حکایتهای مختلفی وجود دارد و من این حکایت را که از گیس سفیدان شنیده ام می نویسم.
می گویند روزی روزگاری نه چندان دور، هر شهر و ولایتی خانی و اربابی داشت . حالا بر مردم آن آبادی یا شهر و ولایت چه می گذشت به انصاف خانها و اربابها بستگی داشت . قصه یا افسانه یا حکایت « سارا » حکایت از مظلومیت مردم و ستم اکثر خانها دارد.
متن کامل

وبلاک بدون فیل تر

حکایت سارا به روایتی دیگر از ماهنامه آفتاب آذربایجان

11 comments:

Anonymous said...

شهر بانو خانم دوست گرامی
نمیدانم چگونه تشکر کنم داستان را اولین بار بود خواندم واقعا قلم نرم و سلیسی دارید که حوصله خواننده را که سر نمیبرد هیچ که جذب میکند منتظر خواندن یارما شیله هستم ودر آخر بزبان خودمان
ساق اولون شاداولون و واراولون

Anonymous said...

من فکر کنم خان چوبان نامزد سارا بود که برا دیدنش می امد به مغان
و توی شعر هم میگه که بگید دیگه نیاد

در ضمن قیاس این ترانه با مرا ببوس
به نظر بنده هیچ سنخیتی ندارد
سارا شعری اجتماعی با مضامین سیاسی دارد اما مرا ببوس
....

Anonymous said...

دربلاگ ‌نیوز با اجازه لینک دادم

Anonymous said...

anonymous به
من از عده ای شنیده ام که چوپان پدر سارا بود و از عده ای دیگر نامزد سارا
عرض کردم که حکایتها یک کمی متفاوت هست.
مقایسه من در مورد دو ترانه ماندگاری بود
شهربانو

Anonymous said...

salam kahnoomi
man in rasmo shenideh boodam ke arous shabe aval bayad pishe khaan mirafteh (na hameh jaay Iran) vali be nazarm khaili ba farhange Iraniha gharibeh mioomad, yani vagheiat dareh??!!:(

Anonymous said...

سلام خانم شهربانو
ممنون از لطف شما . ترانه معروف سارا یکی از ماندگارترین ترانه هایی است که در تمام نواحی آذربایجان حتی آذربایجان (شمالی) شوروی سابق طرفدان زیادی دارد و بقول شما هرگز کهنه نمی شود و در مورد داستان آن نیز کم وبیش تفاوتی هست .
برایتان ایمیلی نیز فرستادم .لطف ایملتان را چک کنید.

Anonymous said...

جالب بود

http://wwwblogestan.blogspot.com/

Anonymous said...

جناب برادر یا خواهر بی نام، داستان این ترانه چه ربطی به مسایل خانوادگی میتونه داشته باشه؟ من هم این داستان رو اینطوری شنیدم. حالا اگر شما ناراحت هستید که از اینکه تن زنان همیشه عامل سوء استفاده مردان بوده و شاید تنها راه تن ندادن به این جفا گذشتن از جان شیرین بوده شاید بجای عصبانیت بهتر باشد در اصلاح باورها و تربیت نسل بهتر تلاش بیشتری کنیم. مسلما داستان ترانه این نبوده که مثلا پای سارا سر خورده و افتاده توی آب و غرق شده.بهتره کمی واقع گرا باشیم
شیوا.

Anonymous said...

خانم شیوا

با سلام . تشکر از حسن نیت تان ، در مورد سوء استفاده خانمها از طرف بعضی مردان شکی نیست ولی این دلیل نمیشود که همه مردان را با یک چوب راند چنانچه زنانی مثل شهربانو هم هستند که خائن به رسالت زنان هم هست و اگر به کیفر اعمال خود میرسد ربطی به سارا بودن ندارد در این مورد هم باید صادق بود و باورهارا هم کنی منطقی تر کرد

صفیه

Anonymous said...

صفیه خانم
شهربانو چه خیانتی به رسالت زنان کرده حتما ایشان هم باید مثل شما نقاب میزد و لحاف به خود می پیچاند که اون دنیا بره پیش فاطمه جونتون؟
که خائن حساب می کنید؟

Anonymous said...

خوشحالم که ترکی می دانم و شعر را و زیبایش را می فهمم هرچند که ترجمه هم نسبتا خوب بود.