والنتین یا سپندارمزگان یا روز عشاق یا سئوگی گونو ، براهل محبت و دوستی مبارک
بحریست بحر عشق که هیچش کناره نیست
آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست
آندم که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
ما را به منع عقل مترسان و می بیار
کان شحنه در ولایت ما هیچکاره نیست
از چشم خود بپرس که ما را چه می کشد
جانا گناه طالع و جرم ستاره نیست
رویش به چشم پاک توان دید چون هلال
هر دیده جای جلوه آن ماه پاره نیست
فرصت شمر طریقه رندی که این نشان
چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست
نگرفت در تو گریه حافظ به هیچ روی
حیران آن دلم که کم از سنگ خاره نیست
12 comments:
و بی سنگ خاره لطافت دل قابل تشخیص نیست
نفسم ماند به خود
دل من رفت ز خويش
چه كسي بود به من انديشيد؟
لي لي
والنتاین بر شما هم مبارک باشه
نگاهی نو
salam dokhtaram,
che shere zibaeii entekhab kardi.
هر دیده جای جلوه آن ماه پاره نیست
حیران آن دلم که کم از سنگ خاره نیست
khoshbakht beshi dokhtaram, khoshbakht beshi
Armin
شهربانو جان خيلي خوشحال شدم كه كار دلخواهت را پيدا كردي. اميدوارم خوشحال و كامياب باشي
وب جالبي داري....
به ياد دوستان ترك زبانم سري به شمازدم.
شاد باشي تا هميشه
روز چهارشنبه 24 بهمن، سالن کوچک سینما حقیقت که سالنی است برای نمایش فیلم های مستند، میزبان فیلم مستند کارت قرمز به کارگردانی مهناز افضلی درباره یکی از جنجالی ترین پرونده های جنایی ایران بود. در حالی که صبح همان روز صفحه اول برخی از روزنامه های ایران خبر از متوقف شدن حکم اعدام شهلا جاهد می داد.
کارت قرمز، فیلمی است درباره ماجرای جنجالی شهلا جاهد، همسر صیغه ای ناصر محمدخانی فوتبالیست مشهور دهه ۶۰ و مربی سال های بعد ایران که به اتهام قتل همسر اول ناصر محمدخانی محاکمه و محکوم به اعدام شد.
فیلم با تیتراژی از فیلم های سفر شهلا جاهد به خارج از ایران شروع می شود، فیلمی که در آن بیش تر صحنه های عاشقانه ثبت شده است. این شروع از یک سو مانند کلید راهنمای فیلم عمل می کند و از سوی دیگر از همان آغاز بر این نکته انگشت می گذارد که قرار است این فیلم به دفاع از چه کسی بپردازد.
این جهت گیری از نام فیلم نیز پیداست؛ کارت قرمز. کارت قرمز در این پرونده فقط با یک نفر می تواند نسبت داشته باشد، به دلیل نسبتی که با حرفه اش دارد، یعنی با ناصر محمدخانی؛ هر چند به او نیز در فیلم فرصت دفاع داده می شود.
شخصیت ویژه شهلا جاهد که از توانایی های خاص بیانی برخوردار است، در این فیلم به خوبی دیده می شود. او مانند یک هنرپیشه ماهر نقش ایفا می کند و احساسات و دیدگاه هایش را بدون لکنت و به سرعت ارائه می دهد و گاهی قاضی پرونده اش را گیج می کند. قاضی ای که در مقایسه با شهلا از این زاویه بسیار ناتوان است.
توانایی شهلا در رابطه برقرار کردن با خبرنگاران و از جمله سازنده این مستند از موضوع هایی است که به پیشرفت این فیلم کمک کرده است. تماس های تلفنی او با خبرنگاران از زندان و ارسال نامه های عاشقانه اش به ناصر محمدخانی برای خبرنگاران بخشی از این رابطه بود.
در روزهای برگزاری دادگاه معمولا میان خبرنگاران اختلاف نظری پیش آمده بود. اغلب خبرنگاران حکم صادر شده در دادگاه را منصفانه نمی دانستند و در مقابل، عده کمی از خبرنگاران معتقد بودند که شهلا جاهد با تکیه بر توانایی های خود سعی دارد پرونده را از مسیر اصلی اش دور کند. با این توضیح که در ایران، اکثریت خبرنگاران حوادث که این خبر را پوشش می دادند، زن هستند و در حوزه حوادث خبرنگاران مرد بسیار کمی فعالیت دارند و این اختلاف را با اندکی اغماض می شد اختلاف میان زنان و مردان نیز نامید.
با همه این ها در این که شهلا جاهد از نظر بیانی شخصیتی تاثیرگذار است و دادگاه بیش از این که تحت تاثیر دادگاه باشد، تحت تاثیر او بود، تردیدی وجود ندارد. اگر چه این نکته را نیز نباید از خاطر برد که بسیاری در آن روزها بر این گمان بودند که این پرونده، پیچیده تر از این چیزهاست و تصمیم های اصلی جای دیگری گرفته شده است و دادگاه در واقع نمایشی است برای جهت دادن به افکار عمومی و شهلا اگر هم دستی در این جنایت دارد، بیش تر چهره یک قربانی را داشت.
شهلا جاهد مانند یک هنرپیشه ماهر نقش ایفا می کند و احساسات و دیدگاه هایش را بدون لکنت و به سرعت ارائه می دهد و گاهی قاضی پرونده اش را گیج می کند
درونمایه اصلی فیلم نیز به نظر می رسد که همین مضمون باشد. در این فیلم نیز تصویر یک قربانی از شهلا ارائه می شود، اما کارگردان برای ساختن چنین تصویری کوشش زیادی به خرج داده است. آنان که در ایران درباره دادگاه و محاکم قضایی فیلم ساخته باشند، می دانند که ساختن چنین فیلمی چه دشواری هایی دارد و چه موانع بزرگی پیش پای فیلم ساز قرار دارد. راضی کردن دادگاه برای ضبط دادگاه از یک سو، و راضی کردن شاکیان و متهمان از سوی دیگر خود سختی های زیادی دارد که فیلمساز از پس این همه بر آمده است.
فیلم یک پازل است که قطعه های مختلفی دارد؛ فیلم های سفر شهلا به خارج، محاکمه شهلا و مجادله او و قاضی در دادگاه، مصاحبه با ناصر محمدخانی، فیلم های ناصر محمدخانی در خانه شهلا که احتمالا از طریق شهلا در اختیار فیلمساز قرار گرفته است، گفت وگو با ناصر محمدخانی در منزل او و در اتاق خوابش با لاله سحرخیزان همسر مقتولش در حین جست و جوی وسایل او و در نمای پایانی سخنان مسئول جدید پرونده شهلا جاهد که بدون این که دوست داشته باشد تصویرش دیده شود، از ابهامات در پرونده می گوید و از دلایلی می گوید که در قتل، مردی نیز باید دست داشته باشد.
گفت و گوی فیلمساز با ناصر محمدخانی اگر چه در فضایی که انجام شده و پشت تصویر قرار دارد یا ناصر محمدخانی را در حال جست و جو در میان وسایل همسر مقتولش نشان می دهد، به خصوص هنگامی که در کمد لباس های آن مقتول را باز می کند و درباره لباس های تازه اش حرف می زند، بسیار به جا و تازه است، اما اصل گفت و گویش چندان چنگی به دل نمی زند.
فیلم هایی که از ناصر محمدخانی در خانه شهلا توسط شهلا گرفته شده است، نیز از نماهای جذاب و مهم فیلم است. نحوه رابطه او و شهلا و هم چنین تصویری که از شهلا در این صحنه ها ارائه می شود تماما عاشقانه و نشان دهنده عشقی خالص است، چیزی که فیلمساز روی آن بسیار تاکید کرده است و در واقع مخاطب را به این سو هدایت می کند که شهلا قربانی یک عشق سوزناک است و همه این ماجراها و اعتراف هایش به خاطر عشقش به ناصر محمدخانی صورت گرفته است، به خصوص در نمای پایانی که قاضی از دخالت مرد یا مردانی در این قتل خبر می دهد.
یکی از بحث های مهم درباره این فیلم و چنین فیلم هایی می تواند این باشد که تا چه حد می توان زندگی خصوصی آدم ها را در فیلم های مستند نشان داد؟ در نمایی ناصر محمد خانی با شورت و عرق گیر روی مبل خانه شهلا دراز کشیده است و شهلا از او فیلم می گیرد یا در نمای پایانی با جزئیات تمام از پیدا شدن منی در واژن مقتول به عنوان نشانه ای برای حضور یک مرد در قتل سخن می گوید.
از این بحث های اجتماعی که بگذریم، آن چه در این فیلم نقش اساسی داشته است، تدوین است. تدوین هنرمندانه بهمن کیارستمی باعث شده است که دیدگاه فیلمساز از طریق تصویرها ارائه شود، بدون این که خود فیلمساز حرفی بزند. دیدگاهی که اگرچه بی طرفانه نبود، اما مسیر پرونده نشان داد که از واقعیت دور نیست. همان طور که در نمای پایانی فیلم گفته می شود رئیس قوه قضائیه نیز دستور رسیدگی مجدد پرونده را صادر کرده است.
کارت قرمز تا کنون در جشنواره های مختلف داخلی و بین المللی شرکت کرده و موفقیت هایی نیز کسب کرده است.
خانم موسوی
والنتاین یا همان روز عشاق را به شما تبریک می گویم .حسن انتخاب شما از حافظ عالی بود .
سلام خانومی.....والنتاین شما هم مبارک (البته با کمی تاخیر)
چقدر از عشق دور افتاده ایم
آرمین عزیز
خیلی از شما تشکر می کنم . شما هم خوشبخت و موفق باشیدبرایتان بهترین ها را آرزو می کنم .
شهربانو
alexir
دوست عزیز متشکرم
شهربانو
Post a Comment