2008/01/01

دکتر ندیم


می گویند آن زمانها که من نوزاد بودم ، شیر مادرم کافی نبود و از قضای روزگار دو کوچه آن طرفتر یکی بود که در خانه اش گاو داشت و شیر و ماست می فروخت . برای من نیز شیر گاو می خریدند . من با وجود کمبود غذا و احتمال سوئ تغذیه فیس و افاده هم داشتم و شیر گاو به دهانم مزه نمی داد و نمی خوردم . به همین سبب نیز لاغر و مردنی بودم . روزی از همان روزها در آغوش مادر و همراه با مادربزرگ و زن عمو و خاله و ... و .. به مهمانی می رفتیم . هنوز به محله بئش گؤز نرسیده بودیم که باش بیزیم باش دوخدور ندیمین ( با دکتر ندیم روبرو شدیم ) پس از سلام و احوالپرسی مختصر ، از لاغری من پرسید و مادربزرگ گفت : شیر مادر کافی نیست و این ذلیل مرده شیر گاو را به اکراه می خورد . دکتر ندیم داد کشیده : یعنی چه ؟ اگر بچه شیر گاو دوست نداشته باشد باید بمیرد ؟ مادر بزرگ جواب داد: پس چه کنیم آقای دکتر خوب گناه بچه است دیگر نمی خورد .

متن کامل

وبلاک مخصوص هموطنان ساکن ایران

13 comments:

نگاهی نو said...

سال نو بر شمای عزیز هم مبارک باشه
.
من هم دنیام با بیسکویت مادر و انجیر خشک و ارد نخود گذشته
.

alexir said...

سلام خوب يقايا قيزي
عجب دكتر واردي بود
حالا فوت كرده و دختراش خونشو تبديل كردن به غذاخوري دكتر نديم
و دخترش مديريت رستوران رو بر عهده داره.

Unknown said...

شهربانو عزيز من هم آرد نخودچي خوردم و گهگداري به گلويم هم پريده يادش به خير ! آدم اينجا را كه مي‌خواند حتي اگر خاطره تلخي باشد يك احساس لطافت خاصي مي‌كند من هميشه فكر مي كنم روح لطيف نويسنده است كه به همه نوشته ها شيريني مي‌دهد من متاسفانه مدتي بود به اينجا دسترسي نداشتم امروز از صبح همه حكايتها را خواندم و مثل هميشه سبك شدم .در ضمن سال جديد ميلادي را به شما هموطن عزيز ودر غربت تبريك عرض مي‌كنم .اي كاش عكسي از خودتان در اينجا مي‌گذاشتيد.موفق و سلامت باشيد

Pargar said...

سلام شهربانوی عزیز، سال نو مبارک.

داشتم اخبار رو میخوندم ناگاه خبر ناگواری از ماکو دیدم و بی اختیار به یاد تو افتادم. انگار ماکونین کبینین سنون آدوآ یازیبلار.

آمبولانس در مسير بيمارستان دو نفر را كشت
خبرگزاري فارس: برخورد آمبولانسي كه قرار بود نجات دهنده جان بيماران و مصدومان باشد با عابران پياده در شهرستان ماكو اين بار 2 كشته و 4 زخمي بر جاي گذاشت.
به گزارش خبرگزاري فاسر از اروميه، در اين حادثه كه ديروز عصر در روستاي «يولاگلدي» شهرستان ماكو رخ داد، آمبولانس در حال ماموريت با دانش آموزان برخورد كرد و باعث بروز اين حادثه شد.
سرگرد شير محمدي فرمانده پليس راه ماكو در گفتگويي علت اين حادثه را سرعت غير مجاز خودرو و لغزنده بودن جاده اعلام كرد.

Anonymous said...

به کوری شوونیسم فارس در همین وبلاگ که متعلق به یک مزدور شوونیسم است، ثابت شد که کریسمس در اصل یک جشن تورکی بوده که شوونیسم فارس آن را به ارمنی های سگ داده اند.
ولی همه شما کور خوانده اید.
کریسمس یک جشن تورکی بوده و خواهد بود.

Mehri Publication said...

پست خوشمره ای نوشته بودی رفیق .سال خوبی برایت آرزو می کنم

Anonymous said...

قدیم تر پزشک های عمومی خیلی کارهای بیشتری بلد بودند و اختیارات حرفه ای بیشتری داشتند. حالا پزشکی خیلی تخصصی شده و اختیارات تقسیم شده؛ ولی باز هم جدیدا صحبت از به میان آمدن پزشکی عمومی به شکل تقریبا قدیمی می کنند و می گویند پزشکی تخصصی بر محور بیماری است و پزشکی عمومی بر محور خود بیمار. یعنی مثل قدیم رابطه پزشک و بیمار باید نزدیک تر باشه و پزشک عمومی وارد تر. حالا این حرف ها در کشورهای پیشرفته زده می شه و البته به معنای بازگشت به گذشته نیست.
در ایران در سالهای قبل از انقلاب یک سیستم پزشکی منظم درست شد با مدیریت پروفسور کینگ که اتفاقا طرح آذربایجان غربی بود که انتخاب شد. من یک یادبود از این مرد بزرگوار نوشتم و در منزل گذاشتم؛ چون یکمی شخصیه توی دیتا بیس نذاشتم. اگه علاقه داشتی برات بفرستم.
یک چیزم اضافه کنم از قول یکی از سم شناسان ایرانی در سطح بین المللی که از ایران مهاجرت نکرد؛ می گفت در ایران امروز پزشکی کاملا در چنگ قواعد تجارت افتاده.
khosrow

Anonymous said...

درود بر شهر بانو خانم.
سال نو را تبریک میگویم. نگارشهایت طبق معمول جالب و خواندنی است. "دکتر ندیم" بدلم نشست چون یاد اور سالهلی چهل و بعد است که عموی من هم در ان دیار، قره ضیاء الدین، طبابت میکرد و من خاطرات زیادی از آن دوران و مریض ها و روابط اجتماعی دارم. خاطرات شیرینی است.

شاد و سلامت اولاسان
عزیز

Anonymous said...

alexirعزیز خدا رحمتش کنه که از خودش نام نیکی به جا گذاشت . کاش از دخترش عکس و بیوگرافیش رو بگیری و برام ایمیل کنی . خیلی خوب میشه بخدا
شهربانو

Anonymous said...

خسرو عزیز لطفن این یادبود را و هم مطلبی را که در خورد دختری که نذر شد نوشته اید برای من به شکل ورد بفرستید که بتوانم بخوانم .
با تشکر از شما
شهربانو

Anonymous said...

پرگار عزیز هر چی سعی کردم ننتونستم براتون در وبلاک خودتون کامنت بنویسم .آمبولانس که چنین بی احتیاطی کند وای به حال مردم . خیلی متاسف شدم .
................
عزیز دکتر ندیم مورد احترام مردم بود و مردم ماکو و اطراف خاطره خوشی از او دارند . روحش شاد .
شهربانو

Anonymous said...

نسرین جان خیلی ممنون از محبت و لطفت . زندگی به کامت همیشه شیرین باشد .سال جدید میلادی به شما هم مبارک باشد . فعلن که عکس تازه ای ندارم . سر فرصت چشم .
شهربانو

Anonymous said...

سلام. این نکته آخری خیلی برایم جالب بود. هنوز هم در خیلی نقاط ایران مرسوم است که مردان همسرشان را به نام پسرشان صدا میزنند یا در نزد غریبه ها به نام منزل یا خانه از او نام میبرند.